تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1223

مساهمون:

ص١٢٢٣
57 / 22 نرسيد هيچ مصيبتى در زمين و نه در جان شما مگر نوشته شده است در كتابى پيش از آنكه بيافرينيم آن مصيبت را هر آئينه اين كار بر خدا آسان است ( 22 ) 57 / 23 خبر داده‌ايم تا اندوه نخوريد بر آنچه رفت از دست شما و تا شادمان نشويد به آنچه عطا كرد شما را و خداى تعالى دوست ندارد هر تكبّركننده خود ستاينده را دوست نمىدارد ( 23 ) 57 / 24 آنان را كه بخل مىكنند و مردمان را به بخل مىفرمايند و هر كه روىگردان شود هر آئينه خداى همونست بىنياز ستوده ( 24 ) 57 / 25 هر آئينه فرستاديم پيغامبران خود را به نشانهاى واضح و فرودآورديم همراه ايشان كتاب و ترازو تا عمل كنند مردمان
شرح
ما أَصابَنرسد و نخواهد رسيدمِنْ مُصِيبَةٍهيچ رسنده از غم و انواع مصائبفِي الْأَرْضِدر زمين چون قحط و گرانى و نقصان مال و زرع و جز آنوَ لا فِي أَنْفُسِكُمْو نه در نفسهاى شما چون بيمارى و ضعف و فقر و موت اولاد و غير آنإِلَّا فِي كِتابٍمگر آنكه نوشته شده است در لوح محفوظمِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهاپيش از آنكه بيافرينيم آن مصيبت را يا زمين را يا نفسهاى شما راإِنَّ ذلِكَبه درستى كه ثبت مقدّرات بر لوح با وجود بسيارى آنعَلَى اللَّهِ يَسِيرٌبر خدا آسان است در ازل اين حكم فرموده و از روى رافت و رحمت جهت آنكه در نفوس قرار گيرد و دانند كه احكام ازلى مندفع نمىگردد مىگويد كه در ازل اين‌ها بر شما نوشته‌ايملِكَيْلا تَأْسَوْاتا شما اندوهگين نشويد و غم نخوريدعَلى ما فاتَكُمْبر آنچه فوت شد از شما از مال و خصب و عافيت و صحتوَ لا تَفْرَحُواو شادمان نگرديدبِما آتاكُمْبه‌آنچه داد مر شما را از مال و متاع دنيا اخبار است بمعنى نهى يعنى از ادبار دنيا ملول و از اقبال آن مسرور مشويد كه نه آن را قرارى است و نه اين را اعتبارى بيتگر دست دهد گداى شادى نكند * در فوت شود نيز نيز رو به غمىو از مرتضى على رضى اللّه عنه ، منقول است كه هر كه بدين آيت كار كند هر آئينه فراگيرد زهد را بهر دو طرف او يعنى زاهدى تمام باشد و چه زيبا گفته‌اند رباعىمال ار به تو روى نهد مشو شاد از ان * در فوت شود مشو به فرياد از انپنديست پسنديده بكن ياد از ان * تا دنيا و دينت شود آباد از انوَ اللَّهُ لا يُحِبُّو خدا دوست نمىداردكُلَّ مُخْتالٍهر متكبرى را كه بر نعمت دنيا بر ديگرى تطاول كندفَخُورٍنازنده به دنيا و فخركننده بدان بر اكفاء و اقران پس صفت ايشان مىكند و مىفرمايد كهالَّذِينَ يَبْخَلُونَمختال و فخور آنانند كه با وجود دنيادارى و جمع اسباب آن بخل كنند و مال خود را در راه خدا صرف ننمايندوَ يَأْمُرُونَ النَّاسَو با وجود بخل خود امر كنند مردمان رابِالْبُخْلِبه بخيلى كردن در تبيان آورده كه بقول جمعى مر او ازين آيت يهوداند كه بخل كردند بدانچه نزديك ايشان بود از علم بصفات و احوال حضرت رسالت‌پناه صلى اللّه عليه و سلّم و آن را پوشيدند و ديگران را نيز بكتمان آن فرمودندوَ مَنْ يَتَوَلَّو هر كه روى بگرداند از انفاق مال يا از ايمان بمحمد صلى اللّه عليه و سلّمفَإِنَّ اللَّهَپس به درستى كه خداىهُوَ الْغَنِيُّاوست بىنياز ازو و از انفاق اوالْحَمِيدُستوده در ذات و صفات كه اعراض و تولى اعداى دين او را ضرر نكندلَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنابه درستى كه ما فرستاديم فرستادگان خود يعنى ملائكه را به پيغمبران -بِالْبَيِّناتِبه حجتهاى روشن كه معجزات است يا به شريعتهاى واضحهوَ أَنْزَلْناو فروفرستاديممَعَهُمُ الْكِتابَبا ايشان كتابهائى كه متضمن مصالح دينى و دنيوىوَ الْمِيزانَو منزل گردانيديم با ايشان ترازو رالِيَقُومَ النَّاسُتا قائم شوند مردمان .