تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1210

مساهمون:

ص١٢١٠
56 / 40 و جماعتى بسياراند از پسينيان ( 40 ) 56 / 41 و اهل شقاوت چه حال دارند اهل شقاوت ( 41 ) 56 / 42 در باد گرم و آب‌گرم باشند ( 42 ) 56 / 43 و در سايه دود سياه ( 43 ) 56 / 44 كه نه خنك باشد و نه با عزّت بود ( 44 ) 56 / 45 هر آئينه ايشان بودند پيش ازين بنازپرورده ( 45 ) 56 / 46 و مداومت مىكردند بر گناه بزرگ يعنى شرك ( 46 ) 56 / 47 و مىگفتند آيا چون بميريم و خاك شويم و استخوانى چند باشيم آيا ما برانگيخته شويم ( 47 ) 56 / 48 يا پدران نخستين ما برانگيخته شوند ( 48 ) 56 / 49 بگو هر آئينه پيشينيان و پسينيان ( 49 )
شرح
وَ ثُلَّةٌ مِنَ الْآخِرِينَو گروهىاند از پسينيان در اسباب نزول آمده كه چون آيت و قليل من الآخرين فرود آمد فاروق رضى اللّه عنه گريان شد و گفت يا نبىاللّه ما به تو گرويديم و تصديق كرديم و از ما نجات نيايد مگر اندكى اين آيت آمد و ثلة من الآخرين حضرت رسول صلى اللّه عليه و سلّم آيت بر وى خواند و عمر رضى اللّه عنه ، فرموده كه رضينا عن ربنا و پيغمبر ص گفت از آدم تا من يك ثله و از من تا قيامت يك ثله و در حديث آمده كه ارجو أن تكونوا نصف اهل الجنة و عن‌قريب گذشت كه اهل بهشت صد و بيست صف باشند و هشتاد از ان امت من خواهند بود و ازينجا معلوم مىشود كه هيچ‌كس از امت متابعه آن حضرت صلى اللّه عليه و سلّم در دوزخ جاويد نخواهد ماند نظمنماند به زندان دوزخ اسير * كسى را كه باشد چنين دستگيرنماند بعصيان كسى در گرو * كه دارد چنين سيد پيش رووَ أَصْحابُ الشِّمالِو اصحاب دست چپما أَصْحابُ الشِّمالِچه‌اند أصحاب دست چپ يعنى چه خوار و بىمقدارند و در ان روز باشندفِي سَمُومٍدر آتش سوزان يا در بادى گرم كه حرارت آن در مشام ايشان نفوذ كندوَ حَمِيمٍو در آبى گرم نامتناهى در حرارت صاحب تبيان آورده كه چون حرارت سموم در اجساد و اكباد ايشان اثر كند پناه جويند به حميم چنانچه گرمازدگان در دنيا آب مىطلبند و چون در حميم افتند از حرارت آن آب بيشتر متأذى گردند پس پناه برند به سايه و از ان سايه خبر مىدهدوَ ظِلٍّو سايهمِنْ يَحْمُومٍاز دود سياه گرم و گويند يحموم كوهى است از آتش كه دوزخيان به سايه آن پناه مىبرندلا بارِدٍخنك نيست مانند سايه‌هاى ديگروَ لا كَرِيمٍنه سودرساننده و نه راحت‌بخشنده و اين عذابها ايشان را بچه جهتستإِنَّهُمْ كانُوابه درستى كه ايشان بوده‌اندقَبْلَ ذلِكَپيش ازين در دنيامُتْرَفِينَبه ناز و نعمت پرورده‌شدگان و تنعم ايشان بمحرمات بوده و اتباع شهواتوَ كانُوا يُصِرُّونَو بودند كه اصرار مىنمودندعَلَى الْحِنْثِ الْعَظِيمِبر گناه بزرگ كه شرك است يعنى بر ان اقامت مىكردند يا سوگند دروغ مىخوردند بر آنكه حشر نخواهد بودوَ كانُوا يَقُولُونَو بودند كه مىگفتندأَ إِذا مِتْناآيا وقتى كه بمريموَ كُنَّا تُراباًو گرديم خاكوَ عِظاماًو استخوانهاى بىگوشت و پوستأَ إِنَّا لَمَبْعُوثُونَآيا ما برانگيختگانيم از قبرها و زنده‌شدگان تكرار استفهام براى مبالغه است در انكارأَ وَ آباؤُنَا الْأَوَّلُونَآيا پدران پيشين ما نيز مبعوث شوندقُلْبگو اى محمد ص در جواب ايشان كهإِنَّ الْأَوَّلِينَبه درستى كه پيشينيان از آباء شما و غير آنوَ الْآخِرِينَو پسينيان از شما و غير شما .