56 / 12
در بوستانهاى نعمت باشند ( 12 )
56 / 13
سابقان جمعى بسياراند از پيشينيان ( 13 )
56 / 14
و اندكىاند از پسينيان ( 14 )
56 / 15
بر تختهاى زربافته نشسته باشند ( 15 )
56 / 16
تكيه زده بر آن روبهروى يكديگر شده ( 16 )
56 / 17
آمد و شد مىكنند بر ايشان نوجوانان جاويد ( 17 )
56 / 18
با بخورها و ابريقها و پيالهها از شراب جارى ( 18 )
56 / 19
نه درد سر داده شود ايشان را ازان شراب و نه بىهوش شوند ( 19 )
56 / 20
و آمد و رفت كنند با ميوه از هر جنس كه به اختيار كنند ( 20 )
56 / 21
و با گوشت مرغان از هر جنس كه پسند كنند ( 21 )
56 / 22
و ايشان راست حوران گشاده چشم ( 22 )
56 / 23
مانند مرواريد پوشيده كرده شده ( 23 )
56 / 24
پاداش دهيم بحسب آنچه مىكردند ( 24 )
56 / 25
نشنوند در بهشت سخن بيهوده و نه حرفى كه گناه باشد ( 25 )
شرح
فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِدر بوستانهاى مشتمل بر انواع نعمتثُلَّةٌ مِنَ الْأَوَّلِينَگروهى بيشتر از پيشينيان يعنى امم انبياى گذشتهوَ قَلِيلٌو اندكىمِنَ الْآخِرِينَاز پسينيان يعنى امت محمد صلى اللّه عليه و سلّم مضمون سخن آنست كه سابقان امم ماضيه پيش از سابقان اين امتاند در تبيان آورده كه مراد جماعتىاند كه انبياء را معاينه ديدند و به خدمت ايشان رسيده بديشان گرويدند نه تمام امتان ايشان زيرا كه امت متابعت پيغمبر ما صلى اللّه عليه و سلّم از همه امم بيشتر خواهند بود چنانچه فحواى انا اكثر الناس تبعا يوم القيمة از ان خبر مىدهد و در حديث بريده رضى اللّه عنه ، مذكورست كه اهل بهشت صد و بيست صف باشند هشتاد ازين امت و چهل سائر امم و اين سابقان از اوّلين و آخرين در بهشت باشندعَلى سُرُرٍبر تختهامَوْضُونَةٍبافته بزر و مكلل بدر و ياقوت و زمردمُتَّكِئِينَتكيهزدگانعَلَيْهابر آن تختهامُتَقابِلِينَبرابر يكديگر يعنى روى با روى تا به ديدار هم مستأنس و مسرور باشنديَطُوفُ عَلَيْهِمْمىگردند بر ايشان براى خدمتوِلْدانٌ مُخَلَّدُونَكودكانمُخَلَّدُونَجاويدماندگان بر هيئات كودكى چه خدمت خردان زيباتر است از خدمت كبار و گويند آراستگان به گوشوارهاى زرين و اين كودكان را خدا آفريده باشد براى خدمت بهشتيان و از سلمان رضى اللّه عنه منقول است كه ايشان اطفال مشركانند كه به خدمت اهل بهشت نامزد شدهاند و بر ايشان طواف مىكنندبِأَكْوابٍبكوزهاوَ أَبارِيقَو ابريقهاوَ كَأْسٍ مِنْ مَعِينٍو جامهائى از شرابى روان است در بهشت يا خمر پاك صافى چون آب زلاللا يُصَدَّعُونَدردسر نكشندعَنْهااز ان شراب يعنى آن مى را خمار نباشدوَ لا يُنْزِفُونَو نه بىعقل و بىهوش شوند از انوَ فاكِهَةٍو ديگر بر ايشان مىگردند به ميوههامِمَّا يَتَخَيَّرُونَاز آنچه اختيار كنند و برگزينندوَ لَحْمِ طَيْرٍو به گوشت مرغان كه الطف لحوم استمِمَّا يَشْتَهُونَاز آنچه آرزو كنند يعنى بر وجهى كه خواهند جوشيده يا بريان كردهوَ حُورٌو بر سابقان در جنت طواف مىنمايند از براى خدمت زنان سفيد روىعِينٌگشاده چشمان در صفا و لطافتكَأَمْثالِ اللُّؤْلُؤِمانند مرواريدالْمَكْنُونِپوشيده در صدف كه غبار برو نهنشسته باشد و دست اغيار به دو نرسيدهجَزاءًپاداش مىدهيم ايشان را پاداش دادنىبِما كانُوا يَعْمَلُونَبسبب آنچه بودند كه عمل مىكردند در دنيالا يَسْمَعُونَنشنوندفِيهادر بهشتلَغْواًسخنان بيهوده يا بانگ و فرياد يا سوگند به دروغوَ لا تَأْثِيماًو نه سخنى كه گفتن آن موجب گناه باشد چون فحش و دشنام .