تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1189

مساهمون:

ص١١٨٩
53 / 28 و نيست ايشان را بثبوت اين مقدمه هيچ دانش پيروى نمىكنند مگر وهم را و هر آئينه وهم نفع نمىدهد از شناخت حقيقت چيزى را ( 28 ) 53 / 29 پس اعراض كن از كسى كه روى گردان شد از ياد كردن ما و طلب نكرد مگر زندگانى اين جهانى را ( 29 ) 53 / 30 اينست نهايت ايشان از روى دانش هر آئينه پروردگار تو داناست كه غلط كرد راه خدا را و اوست دانا بهر كه راه يافت ( 30 ) 53 / 31 و خداى راست آنچه در آسمانهاست و آنچه در زمين است عاقبت كار جزا دهد آنان را كه بدكارى كردند بحسب آنچه عمل نمودند و جزا دهد آنان را كه نيكوكارى كردند به خصلت نيك ( 31 ) 53 / 32 آنان كه پرهيزگارى مىكنند از كبائر گناهان و بىحيائىها سواى گناهان صغيره هر آئينه پروردگار تو بسيار آمرزش اوست دانا باحوال شما وقتى كه پيدا كرد شما را
شرح
وَ ما لَهُمْو نيست ايشان رابِهِبه‌آنچه كه مىگويند ايشان را اناثمِنْ عِلْمٍهيچ دانشىإِنْ يَتَّبِعُونَدر پى نمىروند بدين گفتارإِلَّا الظَّنَّمگر چيزى را از ظن يعنى حق را جز بعلم ادراك نتوان كرد و ظن را در معرفت حقائق اعتبارى نباشدوَ إِنَّ الظَّنَّو به درستى كه گمانلا يُغْنِيسود نمىداردمِنَ الْحَقِّاز سخن حقشَيْئاًچيزى را يعنى دفع نكند از عذاب خداى تعالى چيزى را اگر نازل شودفَأَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلَّىپس روى بگردان از آن‌كس كه روى مىگرداندعَنْ ذِكْرِنااز ذكر ما كه قرآن استوَ لَمْ يُرِدْو نمىخواهد به عمل خودإِلَّا الْحَياةَ الدُّنْيامگر زندگانى دنيا راذلِكَاين دوستى دنيا و اختيار كردن آنمَبْلَغُهُمْ مِنَ الْعِلْمِغايت رسيدگى ايشان است از دانش و از ان تجاوز نتوانند نمود بلكه همّت ايشان بر جمع و در ؟ ؟ ؟ آن مصروف و موقوف است و بعضى از علماء حكم اعراض را به آية القتال منسوخ دانندإِنَّ رَبَّكَبه درستى كه آفريدگار توهُوَ أَعْلَمُاو داناتر استبِمَنْ ضَلَّبه كسى كه گمراه شودعَنْ سَبِيلِهِاز راه او كه دين اسلام استوَ هُوَ أَعْلَمُو او داناترستبِمَنِ اهْتَدىبه كسى كه راه‌يافته است به حق و هر يك را جزا فراخور او خواهد دادوَ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِو خداى راست آنچه در آسمانهاست از موجودات علويهوَ ما فِي الْأَرْضِو آنچه در زمينهاست از مخلوقات سفليه و او مالك همه است و قادر بر جزاى ايشان پس ايشان را به قيامت خواهد آوردلِيَجْزِيَتا جزا دهدالَّذِينَ أَساؤُاآنان را كه بد كردند يعنى كافر شدندبِما عَمِلُوابه عقوبت آنچه كردند يعنى به آتش دوزخوَ يَجْزِيَ الَّذِينَ أَحْسَنُواو پاداش دهد آنان را كه نيكوئى كردند و بتوحيد قائل شدندبِالْحُسْنَىبه پاداش نيكو كه بهشت استالَّذِينَمحسنان آنانند كه ايشانيَجْتَنِبُونَپرهيز كنند و يكسو شوندكَبائِرَ الْإِثْمِاز كبيرهاى گناه يعنى گناه كبيره را كه در باب آن وعيد واقع شده يا براى وى حدى مقرر گشتهوَ الْفَواحِشَو فاحشه‌هاى بزرگ را يعنى زنا بخصوصه كه افحش كبائر و اكبر فواحش استإِلَّا اللَّمَمَمگر آنكه از صغائر است كه اگر كسى بكند آنچه اندك و خرد بود از گناه يا بخاطر او بگذرد و از قوة بفعل نيارد او مغفورستإِنَّ رَبَّكَبتحقيق كه آفريدگار توواسِعُ الْمَغْفِرَةِبسيار آمرزش است چنان كه مغفرت او فرارسد همه گناهان را نظمگر بار گناه ما گران است * بحر كرم تو بيكران استما را گنه از حد برون است * عفو تو ز جرم ما فزون استهُوَ أَعْلَمُ بِكُمْاو داناتر است باحوال شماإِذْ أَنْشَأَكُمْچون بيافريد شما را يعنى ابتداى آفرينش شما را -