53 / 11
دروغ داخل نكرد دل پيغامبر در آنچه معاينه كرد ( 11 )
53 / 12
آيا شما گفتگو مىكنيد با پيغامبر در آنچه مىبيند ( 12 )
53 / 13
و هر آئينه ديده بود اين فرشته را يكبار ديگر ( 13 )
53 / 14
نزديك سدرة المنتهى ( 14 )
53 / 15
نزديك آن سدره است بهشت آرامگاه ( 15 )
53 / 16
فرشته را ديد وقتى كه مىپوشيد سدره را آنچه مىپوشيده ( 16 )
53 / 17
كجروى نكرد چشم پيغامبر و از مقصد تجاوز ننمود ( 17 )
53 / 18
هر آئينه معاينه كرد بعض نشانهاى بزرگ پروردگار خود ( 18 )
53 / 19
آيا ديديد لات را و عزى را ( 19 )
53 / 20
و منات سيومى بيقدر را ( 20 )
53 / 21
آيا شما را فرزند باشد و خدا را دختر ( 21 )
53 / 22
اين قسمت آنگاه قسمت بىانصاف باشد ( 22 )
شرح
ما كَذَبَ الْفُؤادُدروغ نگفت دل محمد ص با محمد صما رَأىدر آنچه ديد اين مرئى بقول اوّل جبريل عليه السلام و بقول ثانى حق سبحانه و تعالى و اكثر صحابه برانند كه حضرت رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلّم خداى را در شب معراج ديده در معالم آورده كه جمعى برآنند كه حق سبحانه بصر پيغمبر را در دل وى نهاد تا بديده دل مشاهده نمود نظمكلام سرمدى بىنقل بشنيد * خداوند جهان را بىجهت ديددر ان ديدن كه حيرت حاصلش بود * دلش در جسم و چشمش در دلش بودأَ فَتُمارُونَهُ عَلى ما يَرىآيا مجادله مىكنيد با محمد ص بر آنچه ديد در شب معراج و مجادله آن بود كه صفت بيت المقدس و خبر كاروان خود پرسيدندوَ لَقَدْ رَآهُو به درستى كه ديد جبرئيل ع را به صورت اصلى اونَزْلَةً أُخْرىيكبار ديگرعِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهىنزديك درخت سدرة المنتهى و آن درختى است كه علم خلائق بدان منتهى مىشود و اعمال ايشان نيز بدانجا مىرسد و برنمىگذرد و بتفسير مشهور معنى آن است كه خداى تعالى را ديد بار ديگر وقتى كه خود نزديك سدرة المنتهى بود و قول ابن عباس رض مؤيد اين است كه پيغمبر ص خدا را در شب معراج بديده دل دو نوبت ديد در معالم آورده كه آن حضرت ص را در ان شب عروجها بوده براى درخواست تخفيف نماز و شايد كه اين رويت ثانيه در بعضى از عروجها بوده باشدعِنْدَهانزديك سدرة المنتهى استجَنَّةُ الْمَأْوىبهشتى كه آرامگاه متقيان يا مأواى ارواح شهيدان است پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم ديد جبرئيل ع را يا خداى راإِذْ يَغْشَى السِّدْرَةَآن هنگام كه پوشيده بود سدره راما يَغْشىآنچه پوشيده بود يعنى ملائكه بسيار جمع بودند بر آن درخت بر هر برگى ملكى بود گويند بر حوالى آن فرشتگان طيران مىكردند چون پروانههاى زرين يا پوشنده آن نور كبريا بودما زاغَ الْبَصَرُميل نكرد چشم محمد ص يعنى به چپ و راست باز ننگريستوَ ما طَغىو در نگذشت از حدى كه مقرر بود نگريستن وى را درين آيت ستايش آن حضرت است صلى اللّه عليه و سلّم بحسن ادب و علو همت كه دران شب پرتو التفات بر هيچ ذرّه از ذرّات كائنات نيفگند و ديده دل جز بمشاهده جمال بىزوال الهى نكشود نظمدر ديده كشيد كحل ما زاغ * نى راغ نگاهكردنى باغمىراند براق عرش پرواز * تا حجله ناز و پرده رازپس پرده ز پيش ديده برخاست * بىپرده بديد آنچه دل خواستلَقَدْ رَأىبه خدا سوگند كه ديد محمد ص در شب معراجمِنْ آياتِ رَبِّهِ الْكُبْرىاز آيات قدرت آفريدگار خود بزرگتر يعنى نشانهاى بزرگتر را ديد چون جبرئيل عليه السلام كه با شش صد پر هر يكى از شرق تا غرب در رفرف اخضر و سدرة المنتهى و عرش عظيم و كرسى و سائر عجائب ملكيه و ملكوتيهأَ فَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَ الْعُزَّىخبر دهيد مرا كه لات و عزىوَ مَناةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرىو منات سيوم ديگرى مىتوانند كه كرد اينها را كه خدا كرده است لات بتى بوده است مر ثقيف را بطائف يا قريش را به نخله عزى درختى است كه عطفان آن را مىپرستيدهاند و منات به صخرهايست كه هزيل و خزاعه گرد آن طواف مىكردند يا بيتى در مشلل كه بنو كعب عبادت آن مىنمودند و معتقد كفار آن بوده كه در درون هر بتى جنى است و اين جنيان يا ملائكه بناتاللّهاند - حق سبحانه فرمودأَ لَكُمُ الذَّكَرُآيا شما را فرزند نر باشدوَ لَهُ الْأُنْثىو مر خداى را مادهتِلْكَ إِذاًاين قسمت آن هنگام كه چنين باشدقِسْمَةٌ ضِيزىقسمتى بوده نار است و بىاعتبار كه چيزى را كه از ان ننگ داريد به خالق خود نسبت دهيد .