تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1172

مساهمون:

ص١١٧٢
50 / 38 و هر آئينه آفريديم آسمانها و زمين و آنچه در هر دو است در شش روز و نرسيد بما هيچ ماندگى ( 38 ) 50 / 39 پس صبر كن بر آنچه مىگويند و به پاكى ياد كن همراه ستايش پروردگار خود پيش از بر آمدن آفتاب و پيش از فروشدن ( 39 ) 50 / 40 و در بعض اوقات شب به پاكى ياد كن خدا را و عقب نماز نيز ( 40 ) 50 / 41 و بشنو اين قصّه روز كه آواز دهد آوازدهنده از جاى نزديك ( 41 ) 50 / 42 روز كه بشنوند نعرهء تند را به غير تردد و آن روز بر آمدن ايشان است ( 42 ) 50 / 43 هر آئينه ما زنده مىكنيم و ميرانيم و بسوى ما است بازگشت ( 43 ) 50 / 44 روز كه بشگافد زمين از سر ايشان بيرون آيند شتابان اين برانگيختن‌ست آسان بر ما ( 44 )
شرح
وَ لَقَدْ خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَو به درستى كه ما بيافريديم آسمانها و زمين راوَ ما بَيْنَهُماو آنچه ميان ايشان استفِي سِتَّةِ أَيَّامٍدر شش روز از يكشنبه تا روز شنبهوَ ما مَسَّناو نرسيد ما را در آفرينش اين‌هامِنْ لُغُوبٍهيچ رنج و ماندگى ردّ قول يهود است كه گفتند روز شنبه استراحت كرده آورده‌اند كه رنگ مبارك حضرت رسالت‌پناه صلى اللّه عليه و سلّم بعد از استماع استراحت يوم السبت سرخ شد از شدّت غضب آيت آمد كهفَاصْبِرْپس شكيبائى كنعَلى ما يَقُولُونَبر آنچه مىگويند يهوديان يا بر سخن مشركان در انكار بعث يا هر چه درباره تو از ايشان صادر گردد يا چون نسبت تو بسحر و شعر و جنون كنند و آنچه در حق من مىگويند از اتخاذ ولد و شريكوَ سَبِّحْو نماز گذاربِحَمْدِ رَبِّكَبامر پروردگار توقَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِپيش از آمدن آفتاب كه نماز بامداد استوَ قَبْلَ الْغُرُوبِو پيش از فرو شدن وى كه نماز ديگر يعنى پسين استوَ مِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُو در بعضى از شب پس نماز كن براى او كه نماز شام و خفتن استوَ أَدْبارَ السُّجُودِو نماز كن پس از سجده‌ها امام زاهد رح از مرتضى على كرم اللّه وجهه نقل مىكند كه ادبار السجود دو ركعت است بعد از نماز شام و گفته‌اند و تراست بعد از نماز عشاء يا نوافل بعد از مكتوبوَ اسْتَمِعْو گوش فرا داريد و بشنويديَوْمَ يُنادِ الْمُنادِروز كه ندا كند نداكننده يعنى اسرافيل عليه السلاممِنْ مَكانٍ قَرِيبٍاز جاى نزديك به آسمان يعنى صخره بيت المقدس كه از همه زمين به هژده ميل به آسمان نزديك‌تر است ، و گفته‌اند مكان قريب بدان معنى است كه آواز او به همه جا رسد و از هيچ موضعى دور نبود و در خبر است كه اسرافيل عليه السلام بر بالاى صخره انگشت در گوش كند و گويد اى استخوانهاى ريزيده و اى گوشتهاى از هم رفته و اى مويهاى پريشان شده خداى تعالى مىفرمايد كه همه جمع شويد براى قضا و جزايَوْمَ يَسْمَعُونَ الصَّيْحَةَروز كه بشنود صيحه بعث را كه نفخه ثانيه استبِالْحَقِّبه آن چيزى كه حق است يعنى بعث ، گويند شنوندگان راذلِكَاين روزيَوْمُ الْخُرُوجِروز بيرون آمدن است از قبورإِنَّا نَحْنُبه درستى كه مانُحْيِيزنده مىكنيم مردگان را يعنى نطفه مرده را حيات مىدهيموَ نُمِيتُو مىميرانيم در دنياوَ إِلَيْنَا الْمَصِيرُو بسوى ما است بازگشت ايشان ديگرباره كه براى حساب زنده سازيم ايشان رايَوْمَ تَشَقَّقُ الْأَرْضُياد كن آن روزى را كه بشگافد زمين و دور شودعَنْهُمْاز آدميان يعنى مردگان پس بيرون آيند از قبرهاسِراعاًشتابندگان بسوى نداكنندهذلِكَاين احياى ايشان از قبورحَشْرٌجمع‌كردنى است و برانگيختنىعَلَيْنا يَسِيرٌبر ما آسان .
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1172 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )