تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1169

مساهمون:

ص١١٦٩
50 / 17 آنگاه كه ياد مىگيرند دو يادگيرنده به پهلوى راست نشيننده و بر پهلوى چپ نشيننده ( 17 ) 50 / 18 به زبان نمىآرد آدمى سخنى مگر نزديك او نگهبانى است مهيا ( 18 ) 50 / 19 و بيايد سختى موت براستى اينست جزاى آنچه ازان كناره مىكردى ( 19 ) 50 / 20 و دميده شود در صور اينست روز وعده عذاب ( 20 ) 50 / 21 و بيامد هر شخصى همراه او روان‌كننده است و گواهىدهنده ( 21 ) 50 / 22 گوئيم هر آئينه بودى در بىخبرى ازين مقدمه پس برداشتيم از تو پردهء ترا پس چشم تو امروز تيزبين است ( 22 ) 50 / 23 و گفت فرشته همنشين او اينست آنكه نزديك من بود حاضر كرده شده ( 23 )
شرح
إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيانِياد كن چون فراگيرند دو فرشته فراگيرنده اقوال و افعال و اعمال مكلفان را و بنويسندعَنِ الْيَمِينِاز جانب راست همنشينىوَ عَنِ الشِّمالِ قَعِيدٌو از جانب چپ همنشينى يعنى اين دو ملك موكل بر راست و چپ بنده نشسته نگهبان وى باشندهما يَلْفِظُبيرون نيفگند از دهن خودمِنْ قَوْلٍهيچ سخنى يعنى متكلم نشود به چيزىإِلَّا لَدَيْهِمگر نزديك اورَقِيبٌنگهبانى بودعَتِيدٌآماده كه فى الحال بنويسد و در لباب آورده كه در حكمت اولى مذكور است كه بر عجب مىدارم از پسر آدم كه دو ملك موكل بر دندانهاى پيش او نشسته‌اند زبان او قلم ايشان است و آب دهن او مداد ايشان پس چگونه در ما لا يعنى سخن گويد و حال آنكه مىگويد و ما لا يعنى بسيار مىگويد و در حديث آمده است كه من حسن اسلام المرء ترك ما لا يعنيه نظمابلهى از صرفه زر مىكنى * صرفه گفتار كن ار مىكنىمصلحت آنست زبانت زير كام * تيغ پسنديده بود در نيامملكين بدين نوع نگهبان بنده‌اند و بد و نيك او در قيد كتابت مىآرند كه ناگاه اجل برسدوَ جاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِو بيامد بيهوشى مرگبِالْحَقِّبامر خداى كه درست و راست است گويند مر او راذلِكَاين مرگ استما كُنْتَ مِنْهُ تَحِيدُآنچه تو بودى كه از ان مىگريختى و مىترسيدى و او را مكروه داشتىوَ نُفِخَ فِي الصُّورِو دميده شود در صور نوبت دوم و بدين نفخه مردگان زنده شد از قبرها برآيند ملائكه گويندذلِكَاين روزستيَوْمُ الْوَعِيدِروز كه خلقان را بدان وعيد مىكردند يعنى مىترسانيدندوَ جاءَتْو مىآيد در روز محشر به عرصه حشركُلُّ نَفْسٍهر كسمَعَها سائِقٌبا او راننده يعنى فرشته كه او را بموقف حساب مىراندوَ شَهِيدٌو با او گواه كه بر اعمال نيك و بد او گواهى مىدهد و آن هم فرشته باشد يا جوارح او نه از سايق فرار ميسّر نه از پيش شاهد انكار متصوّر و بهر كس از حق تعالى خطاب مىرسد كهلَقَدْ كُنْتَبه درستى كه بودى تو در دنيافِي غَفْلَةٍدر بىخبرىمِنْ هذاازين روزفَكَشَفْنا عَنْكَپس برداشتيم از ديده توغِطاءَكَپوشش جهل و غفلت ترا تا هر چه شنيده بودى معاينه بينىفَبَصَرُكَ الْيَوْمَپس ديده تو امروز بسبب كشف حجاب ازوحَدِيدٌتيز است ، و گفته‌اند بينائى اينجا بمعنى دانائى است يعنى آنچه بر تو پوشيده بود از احوال بعث و حشر امروز به تو نموديم و بدان دانا شدىوَ قالَ قَرِينُهُو گويد همنشين او يعنى ملكى كه برو موكل بودهذااينستما لَدَيَّآنچه نزديك من بودعَتِيدٌحاضرست يعنى دفتر اعمال او پس خطاب رسد به سايق و شهيد كه -