50 / 32
گوئيم اينست آنچه وعده داده مىشد شما را نزديك كرده شده براى هر رجوعكننده و ادب نگاهدارنده ( 32 )
50 / 33
براى هر كسى كه ترسد از خدا ناديده و پيش آمده بدل متوجه شده ( 33 )
50 / 34
گوئيم داخل شويد در بهشت همراه سلامتى اينست روز هميشه باشيدن ( 34 )
50 / 35
ايشان راست آنچه خواهند در بهشت و نزديك ما زيادهترست ازان ( 35 )
50 / 36
و بسيار هلاك كرديم پيش ازين امتها كه قوىتر بودند ازين جماعت در دست درازى پس تفحص كردند در شهرها كه هيچ گريزگاهى است ( 36 )
50 / 37
هر آئينه درين مقدمه پند است كسى را كه دلى دارد يا گوش نهد متوجه شده ( 37 )
شرح
هذااينستما تُوعَدُونَآنچه وعده داده شده بوديد در دنيا و اين را آماده كردهايملِكُلِّ أَوَّابٍبراى هر بازگردنده از شرك بتوحيد يا از معصيت به طاعت يا بازگشته از خلق به حقحَفِيظٍنگاهدارنده حدود شرح يا رعايتكننده امر و نهى و گفتهاند نگاهدارنده نفس از معصيت يا محافظتكننده امر ربانى يا نگهبان انفاس و اوقات خود يعنى در نفسى از حق تعالى ذاهل و غافل نباشد نظماگر تو پاس دارى پاس انفاس * به سلطانى رسانندت ازين پاسترا يك پند بس در هر دو عالم * ز جانت برنيايد بىخدا دممَنْ خَشِيَ الرَّحْمنَهر كه ترسد از خداىبِالْغَيْبِبه پنهانى و پوشيدگى يعنى عمل خود را از خلق پنهان دارد و گفتهاند نهان و آشكارا يكى باشدوَ جاءَ بِقَلْبٍ مُنِيبٍو بيارد دلى بازگشته به حق يعنى اقبالكننده به طاعت و سر باز زننده از متابعت نفس ، پس اين كس و امثال او را گويندادْخُلُوهادرآييد به بهشتبِسَلامٍبه ايمنى و سلامت يا تشريف يافته بسلام خداى و فرشتگانذلِكَاين روزيَوْمُ الْخُلُودِروز بقاى جاودانى است يعنى درين روز مرگ نباشدلَهُمْمر ايشان راست يعنى مر اهل بهشت راما يَشاؤُنَآنچه خواهند از انواع نعمتهاى و اصناف لذّتهافِيهادر بهشتوَ لَدَيْناو نزديك مامَزِيدٌزياده هست از آنچه مىخواهند و اكثر برآنند كه مراد از مزيد رويت استوَ كَمْ أَهْلَكْناو بسا كسان كه هلاك كرديمقَبْلَهُمْپيش از ايشان يعنى از قوم تومِنْ قَرْنٍاز اهل قرن كه بحسب واقعهُمْ أَشَدُّ مِنْهُمْايشان سختتر بودند از كفّار مكّهبَطْشاًاز روى قوّت چون قوم عاد و ثمودفَنَقَّبُواپس راه بريدندفِي الْبِلادِدر شهرها يعنى رفتند به تجارت و سفرها كردند و مال و متاع بسيار بدست آوردندهَلْ مِنْ مَحِيصٍهيچ بود مر ايشان را گريزگاهى از مرگ يا پناهى از قضاى خدا همين كه حكم فنا نازل شد هيچ دستگيرى ايشان نكردإِنَّ فِي ذلِكَبه درستى كه در آنچه مذكور شد درين سورهلَذِكْرىهر آئينه پند گرفتن و ياد كردن استلِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌمر كسى را كه باشد مر او را دلى متفكّر در حقايق اخبار يا عقل بيداركننده از خواب غفلت ، سلمى رح از شبلى قدس سره نقل مىفرمايد كه موعظه قرآن را دلى مىبايد حاضر با خدا كه طرفة العينى غافل نشودأَوْ أَلْقَى السَّمْعَيا كسى كه القاى سمع كند يعنى گوش فرا دارد و بشنود بطريق اعتباروَ هُوَ شَهِيدٌو او حاضر باشد بوقت استماع تا فهم معانى آن تواند كرد در لباب آورده كه صاحب قلب مؤمن عرب است و شهيد مؤمن اهل كتاب است كه گواهى دارد بر نعت محمد صلى اللّه عليه و سلّم و شيخ ابو سعيد خراز قدس سره فرموده كه القاى سمع بوقت شنيدن قرآن چنان مىبايد كه گويا از پيغمبر ص مىشنود پس در فهم بالاتر رود و چنان داند كه از جبرئيل عليه السلام استماع مىكند پس فهم را بلندتر برد و چنان داند كه از خداى مىشنود شيخ الاسلام قدس سره فرموده كه اين سخن تمام است و بر آن در قرآن گواهى هست و آن لفظ شهيد است چه شهيد آن را گويند كه حاضر باشد و از گوينده شنود نه از خيردهنده چه غائب خبر از مخبرى شنود و حاضر از متكلم و از امام جعفر صادق رحم اللّه عليه منقول است كه تكرار مىكردم قرآن را تا وقتى كه از متكلم او شنيدم .