51 / 11
آنان كه ايشان در بىخبرىاند فراموشكنندهاند ( 11 )
51 / 12
مىپرسندكى خواهد بود روز جزا ( 12 )
51 / 13
آرى آن روز كه ايشان را در آتش عذاب كرده شود ( 13 )
51 / 14
گوئيم بچشيد اين عقوبت خود را اينست آنچه آن را شتاب طلب مىكرديد ( 14 )
51 / 15
هر آئينه متقيان در بوستانها و چشمهها باشند ( 15 )
51 / 16
بدستآرنده آنچه داد ايشان را پروردگار ايشان هر آئينه ايشان بودند پيش ازين نيكوكار ( 16 )
51 / 17
بودند به اين صفت كه اندكى از شب خواب كردندى ( 17 )
51 / 18
و بوقت سحرها ايشان طلب آمرزش نمودندى ( 18 )
51 / 19
و در اموال ايشان حصّه مقرر بود براى سؤالكننده و براى تنگدست ( 19 )
51 / 20
و در زمين نشانهاست يقينكنندگان را ( 20 )
51 / 21
و در ذات شما نشانها است آيا نمىنگيريد ( 21 )
شرح
الَّذِينَ هُمْدروغگويان آنانند كه ايشانفِي غَمْرَةٍدر جهالت و نهايت غفلتساهُونَغافلانند از اوامر و نواهىيَسْئَلُونَ أَيَّانَ يَوْمُ الدِّينِمىپرسند از پيغمبر عليه الصلاة و السلام و مؤمنان كه كى خواهد بود روز جزا كه خداى شما سوگند ياد كرد اين سخن از روى تكذيب و استهزاء گفتندى حق سبحانه فرمود كه جزا واقع استيَوْمَ هُمْروز كه كافرانعَلَى النَّارِبر آتش دوزخيُفْتَنُونَسوخته شوند و بدان معذب گردند و خزنه دوزخ ايشان را گويندذُوقُوابچشيدفِتْنَتَكُمْعذاب خود راهذَا الَّذِي كُنْتُمْ بِهِاين است آنچه بوديد شما كه در دنيا به آن يعنى به رسيدن آنتَسْتَعْجِلُونَشتاب مىنموديد و مىگفتيد متى هذا الوعدإِنَّ الْمُتَّقِينَبه درستى كه پرهيزگاران از شرك و معصيت در آن روزفِي جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍدر بوستانها باشند و چشمهاى روان يعنى بوستانها كه مشتمل باشد بر آبهاى جارىآخِذِينَپذيرندگان و فراگيرندگانما آتاهُمْ رَبُّهُمْآن چيزى را كه بفضل خود عطا كرده است بديشان پروردگار ايشان از ثواب اعمال و اقوالإِنَّهُمْ كانُوابه درستى كه ايشان بودندقَبْلَ ذلِكَپيش از دخول جنّتمُحْسِنِينَنيكوكاران و فرمانبردارانكانُوا قَلِيلًا مِنَ اللَّيْلِبودند كه در اندكى از شبما يَهْجَعُونَخواب كردندى يعنى اكثر شب به عبادت مشغول شدندى انس رضى اللّه عنه فرمود كه ميان مغرب و عشاء بتطوع نماز گزاردندى و از ابن عباس رضى اللّه عنه منقول است كه كم شبى بر ايشان بگذشتى بر ايشان مگر كه نماز گذاردندى در اوّل يا در اوسط يا در آخر آن و اشهر آن است كه خواب نكردندى تا نماز خفتن نگزاردندى و وقت آن را دراز كشيدندى تا وسط شبوَ بِالْأَسْحارِو بودندى بسحرهاهُمْ يَسْتَغْفِرُونَايشان استغفار مىكردندى يعنى با وجود خواب اندك و طاعت بسيار چون طليعه سحر ظاهر شدى استغفار كردندى بران وجه كه گويا به همه شب بارتكاب جرائم اشتغال نمودهاند و از ان حسابى نداشته بيتطاعت ناقص ما موجب غفران نشود * راضيم گر مددى علت عصيان نشودوَ فِي أَمْوالِهِمْو در مالهاى ايشانحَقٌّنصيبى و بهره بودهلِلسَّائِلِمر خواهنده راوَ الْمَحْرُومِو بىبهره را و محروم مستحقى باشد كه از كسى چيزى نخواهد و مردم گمان برند كه او توانگر است و صدقه بوى ندهند يا كسى كه كشت و زرع وى را نقصانى رسد يا فقيرى كه به دختران مبتلا بود يا مملوكى كه خداوند او را نفقه ندهد و بر هر تقدير ايشان در مال خود حقى مقرر كرده بودند خواهنده و ناخواهنده راوَ فِي الْأَرْضِو در زمينآياتٌنشانها است براى استدلال بر قدرت الهىلِلْمُوقِنِينَمر بىگمانان را و بعضى از ان آيات بر روى زمين معادن است كه انواع جواهر از ان استخراج مىكنند و نباتات از بقول و حبوب و اشجار و اصناف آن حيوانات از بهايم و سباع و حشرات و انواع آن و در نفس زمين اختلاف اجزا در كيفيات و خواص و منافعوَ فِي أَنْفُسِكُمْو نشانهاست در نفسهاى شماأَ فَلا تُبْصِرُونَآيا نمىبينيد استفهام بمعنى امر است يعنى به نظر عبرت در نگريد و علامات كمال صنع در ذات خود مشاهده كنيد چه در عالم هيچ چيز نباشد الا كه نمونه از ان در نهاد شما بوده و با وجود آن متفرد به هيئت حسنه و تركيبات خوشمنظرهاى دلكش از افعال غريبه و استنباط صنايع مختلفه و استجماع كمالات متنوعه در حقايق سلمى مذكور است كه هر كه اين آيتها در نفس خود نبيند و در صفحه وجود آثار قدرت مطالعه ننمايد خط خود را ضايع كرده باشد و از زندگى بهره نيابد رباعىنظر بسوى خود كن كه تو جان دلربائى * مفگن به خاك خود را كه تو از بلند جائىتو ز چشم خود نهانى تو كمال خود چه دانى * چو در از صدف برون آئى كه تو بس گران بهائى.