50 / 6
آيا نديدهاند بسوى آسمان بالاى خود چگونه بنا كردهايم آن را و آراسته كردهايم آن را و نيست در آن هيچ شكافى ( 6 )
50 / 7
و زمين را گسترديم و افگندهايم دران كوهها و رويانيديم دران از هر نوع خوش آينده ( 7 )
50 / 8
براى راه نمودن و پند دادن هر بنده رجوعكننده را ( 8 )
50 / 9
و فرودآورديم از آسمان آب با بركت پس رويانيديم بسبب آن بوستانها و دانه كه درود مىكنند آن را ( 9 )
50 / 10
و درختان خرما را بلندبالا برآمده آن را ميوه است تو بر تو ( 10 )
50 / 11
روزى براى بندگان و زنده ساختيم به آن شهر مرده را همچنين باشد برآمدن از گور ( 11 )
50 / 12
به دروغ نسبت كردند پيش از ايشان قوم نوح و اهل رس و ثمود ( 12 )
شرح
أَ فَلَمْ يَنْظُرُواآيا نمىنگرند منكران بعث و حشرإِلَى السَّماءِبسوى آسمان كه واقع استفَوْقَهُمْزبر سر ايشان كه بمحض قدرتكَيْفَ بَنَيْناهاچگونه بنا كرديم آن را طبقه بر بالاى طبقهوَ زَيَّنَّاهاو بياراستيم آن را به ستارگانوَ ما لَهاو نيست آن رامِنْ فُرُوجٍهيچ شكافها و فروجها پس آفريدن چيزى بدين بزرگى بىفرجه و علتى و شكافى دليل است بر كمال قدرت و علم و نهايت دانش و حكمتوَ الْأَرْضَ مَدَدْناهاو زمينها را باز كشيدهايم و گسترده بر روى آبوَ أَلْقَيْنا فِيهاو افگندهايم در وىرَواسِيَكوههاى بلند و استوار پارچاىوَ أَنْبَتْنا فِيهاو برويانيديم در زمينمِنْ كُلِّ زَوْجٍاز گونه نباتىبَهِيجٍنيكو و آراسته و بهجت و شادى افزاينده و اين همه كه كرديمتَبْصِرَةًاز براى بينائى يعنى به نظر اعتبار و استدلال نگريستنوَ ذِكْرىو از براى ياد و پند گرفتنلِكُلِّ عَبْدٍ مُنِيبٍمر هر بنده بازگردنده را به خداىوَ نَزَّلْناو فروفرستاديممِنَ السَّماءِاز ابر يا از جانب آسمانماءً مُبارَكاًآبى بسيار منفعتفَأَنْبَتْناپس برويانيديمبِهِبدان آبجَنَّاتٍبوستانها مشتمل بر اشجار و اثماروَ حَبَّ الْحَصِيدِو ديگر رسته گردانيديم بباران دانه را كه از شان او آن است كه بدروند چون گندم و جو و ارزن و امثال آنوَ النَّخْلَ باسِقاتٍو برويانيديم درختان خرماى بلند و بزرگلَهامر آن خرمابنان راطَلْعٌ نَضِيدٌغلاف درهم بسته مراد تراكم طلع است يا بسيارى ميوه درو و اين همه برويانيديمرِزْقاً لِلْعِبادِبراى روزى مر بندگان راوَ أَحْيَيْنا بِهِو زنده گردانيديم بدانبَلْدَةً مَيْتاًزمين مرده افسرده را پس همچنانكه زمين مرده را حيات بخشيديمكَذلِكَهمچنين باشدالْخُرُوجُبيرون آمدن شما از قبر يعنى زنده گشتن و به عرصه محشر حاضر شدن و اگر كسى تامل كند در احياء دانه كه مانند مرده در خاك مدفون است و ظهور او بعد از خفاى او دور نيست كه به شمهاى از حيات بعد از ممات پى تواند برد قطعهكدام دانه فروشد كه بر نيابد بار * چرا به دانه انسانيت اين گمان باشدفرو شدن چو بديدى برآمدن بنگر * غروب شمس و قمر را چرا زيان باشدپس براى تسلّى خاطر مبارك حضرت رسول صلى اللّه عليه و سلم كه از تكذيب قوم ملول بود از حال مكذبان امم خاليه خبر مىدهد كه مىفرمايدكَذَّبَتْ قَبْلَهُمْتكذيب كردند پيش از اهل مكهقَوْمُ نُوحٍگروه نوح ع كه بنى شيث و بنى قابيل بودند مر نوح عليه السلام راوَ أَصْحابُ الرَّسِّو اصحاب چاه يمامه يا بير معطّله يا جبل فتح مر نبى خود حنظل بن صفوان راوَ ثَمُودُو قوم ثمود صالح را .