تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
3 / 45 آنگاه كه گفتند فرشتگان اى مريم هر آئينه خدا بشارت مىدهد ترا به فيضى از جانب خود كه نام او مسيح عيسى پسر مريم است با آبرو در دنيا و آخرت و از نزديك كردگار حضرت عزت ( 45 ) 3 / 46 و سخن گويد با مردمان در گهواره و وقت معمرى و باشد از شايستگان ( 46 ) 3 / 47 گفت اى پروردگار من چگونه شود مرا فرزند و دست نرسانيده است به من هيچ آدمى فرمود همچنين خدا پيدا مىكند هر چه مىخواهد چون سر انجام مىكند كارى پس جزين نيست كه مىگويد او را كه بشو پس مىشود و در ضمن بشارت ( 47 ) 3 / 48 مىگويد كه بياموزد او را خدا كتاب و دانش و توريت و انجيل ( 48 )
شرح
إِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُديگر ياد كن آن را كه گفتند فرشتگان و اصح آنست كه جبرئيل عليه السلام گفتيا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِنْهُاى مريم به درستى كه خدا مژده مىدهد ترا به كلمه ازو مراد حضرت عيسى عليه السلام است و او را كلمه از ان گفت كه به كلمه كن حاصل شد بىپدر اگرچه هر مخلوقى از بنىآدم به‌واسطه اين كلمه آفريده شده است اما آن سبب متعارف كه والد باشد مفقود است در حق عيسى لا جرم اضافت حدوث او به كلمه اكمل و اتم تواند بوداسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَنام آن كلمه مسيح لقب است و عيسى اسم تقديم لقب بر اسم از وجه تعظيم باشد چنانچه گوئيم نام پيغمبر ما مصطفى محمد ص است صلى اللّه عليه و سلّم و على جميع الانبياء و المرسلين مسيح به عبرى مشيحا باشد يعنى مباركوَجِيهاً فِي الدُّنْياروشناس و تمام قدر در دنيا به طاعت يا به نبوّت يا به محافظت يا به مخلوق شدن بىپدر يا برفع آسمان يا به نصرت دين محمدى ص در آخر الزمان يا بقتل دجّالوَ الْآخِرَةِو در آخرت به شفاعت يا بعلو درجهوَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَو از نزديك گردانيده‌شدگانست بكرامت خداوَ يُكَلِّمُ النَّاسَو سخن مىگويد اين فرزند با مردمانفِي الْمَهْدِدر كنار تو كه بجاى مهد باشد او را يا در زمان صغر به‌وقتى كه شايسته گهواره بودوَ كَهْلًاو سخن گويد اين فرزند با مردمان در وقتى كه كهل باشد يعنى دو نوع و كلام او در مهد معجزه بود و در كهولت دعوتوَ مِنَ الصَّالِحِينَو از انبياى شايسته استقالَتْ رَبِّگفت مريم از روى استفهام يا بطريق استعظام كه اى پروردگار منأَنَّى يَكُونُاز كجا و بر چه وجه باشدلِي وَلَدٌمرا فرزندىوَ لَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌو حال آنكه مرا مس نكرده است هيچ بشرى و اين خارجست از عادت كه بىشوهر از زنى فرزند آيدقالَ كَذلِكِگفت جبرئيل بر همين حال كه تو هستى بىمساس بشرىاللَّهُ يَخْلُقُ ما يَشاءُخدا مىآفريند آنچه مىخواهدإِذا قَضى أَمْراًچون حكم كند كارى رافَإِنَّما يَقُولُ لَهُپس جز اين نيست كه گويد مر آن چيزى را كه معلوم اوستكُنْ فَيَكُونُبباش پس بباشد گفته‌اند لفظ كن اخبار است از سرعت تكوّن اشيا بتكوين او يعنى هست كردن خلق برو دشوار نيست چنانچه قادرست بر خلق اشيا و باسباب و مواد همچنان قدرت دارد بر آفريدن اشيا بىسببى و مادهء بيتآنكه از وى پديد گشت سبب * بىسبب آفريدنش چه عجبقدرتى را كه عجز نيست در آن * هست ازين نوع كارها آسانوَ يُعَلِّمُهُ الْكِتابَو بياموزد او را خدا كتابهاى فروفرستاده پيش از آن چون صحف شيث و ابراهيم و جز آنوَ الْحِكْمَةَو علم حلال و حرام كه حكمت شريعت استوَ التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِيلَو تعليم دهد او را توريت و انجيل تخصيص آن از كتب منزله جهت تفضيل است .
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 116 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )