44 / 39
نيافريدم اين هر دو را مگر بتدبير درست و ليكن اكثر ايشان نمىدانند ( 39 )
44 / 40
هر آئينه روز قيامت ميعاد ايشان است همه يك جا ( 40 )
44 / 41
روز كه دفع نكند هيچ دوستى از دوست ديگر چيز و نه ايشان را نصرت داده شود ( 41 )
44 / 42
مگر آنكه رحم كرد بر او خدا هر آئينه خدا غالب مهربان است ( 42 )
44 / 43
هر آئينه درخت زقوم ( 43 )
44 / 44
طعام گناهكار است ( 44 )
44 / 45
مثل مس گداختهشده بجوشد در شكمها ( 45 )
44 / 46
مانند جوشيدن آبگرم گوئيم اى ( 46 )
44 / 47
فرشتگان بگيريد اين گناهكار را پس به سختى بكشيدش بسوى ميان دوزخ ( 47 )
44 / 48
بار بريزيد بالائى سر او از آبگرم كه عقوبت است ( 48 )
44 / 49
گوئيم بچش هر آئينه توئى بزعم خود بزرگوار گرامى قدر ( 49 )
44 / 50
هر آئينه اينست آنچه دران شبه مىكرديد ( 50 )
شرح
ما خَلَقْناهُمانيافريديم اهل ارض و سما راإِلَّا بِالْحَقِّمگر براى حق كه آن مثوبت است بر طاعت و عقوبت بر معصيتوَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْو ليكن بيشتر مردمان يعنى مشركان بسبب غفلت و عدم فكرتلا يَعْلَمُونَنمىدانند كه فعل حكيم به حق بودإِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِبه درستى كه روز جدا شدن حق از باطل يا جدائى ميان مؤمن و كافر و مطيع و عاصىمِيقاتُهُمْ أَجْمَعِينَهنگام جمع شدن همه آدميان استيَوْمَ لا يُغْنِيروز كه دفع نكندمَوْلًىدوستى و خويشاوندىعَنْ مَوْلًىاز دوست و خويش خودشَيْئاًچيزى را از عذاب يا سود نرساند كسى كسى را به هيچچيزوَ لا هُمْ يُنْصَرُونَو نباشند دوستان كه يارى كرده شوند از دوستان ديگرإِلَّا مَنْ رَحِمَ اللَّهُمگر كسى كه خوشنود بود خداى تعالى ازو يعنى مؤمنان كه ايشان يارى كنند مر يكديگر را به شفاعتإِنَّهُ هُوَ الْعَزِيزُبه درستى كه خداى تعالى غالب است كسى را كه او عذاب كند كسى يارى نكند او راالرَّحِيمُمهربان است بر هر كه رحمت كند او را رتبه شفاعت دهدإِنَّ شَجَرَةَ الزَّقُّومِبه درستى كه درخت زقوم يعنى ميوه آنطَعامُ الْأَثِيمِخوردنى گناهكاران است يعنى ابو جهل و احزاب او زقوم چون بخورندكَالْمُهْلِمانند مس و روئين گداختهيَغْلِي فِي الْبُطُونِبجوشد شكمها جوشيدنىكَغَلْيِ الْحَمِيمِمثل جوشيدن آب گرم يعنى پاره پاره كند رودهاى ايشان را و بگدازد امعا و احشاى ايشان را پس حق سبحانه زبانيه را گويدخُذُوهُبگيريد اين گناهكار رافَاعْتِلُوهُپس بكشيدش بعنف و قهرإِلى سَواءِ الْجَحِيمِبه ميانه دوزخثُمَّ صُبُّواپس آنگاه بريزيدفَوْقَ رَأْسِهِبر سر اومِنْ عَذابِ الْحَمِيمِاز عذاب آبى گرم تا تمام بيرون بدن او بدين آب معذّب شود همچنانچه درون از زقوم معذب است و بگوئيد مر او را كهذُقْبچش و بكش اين عذاب راإِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُبه درستى كه تو ارجمندى و قادرى نزديك قوم خودالْكَرِيمُبزرگوار بزعم خود ابو جهل مىگفت كه من اعز و اكرم اهل واديم در بطحا از من عزيزتر نيست در آن روز حق تعالى فرمايد كه او را عذاب كنيد كه دعوى عزيزى و كريمى مىكردإِنَّ هذابه درستى كه اين عذابما كُنْتُمْ بِهِآنست كه شما بوديد كه به آنتَمْتَرُونَشك مىآورديد تا اكنون معاينه ديديد .