44 / 24
و بگذار دريا را آرميده هر آئينه آن جماعه لشكرى هست غرق شده ( 24 )
44 / 25
بسيار گذاشتند از بوستانها و چشمها ( 25 )
44 / 26
و كشتها و محل گرامى ( 26 )
44 / 27
در گذران با رفاهيت كه دران محظوظ بودند ( 27 )
44 / 28
همچنين شد و عطا كرديم اين چيزها گروهى ديگر را ( 28 )
44 / 29
پس نگريست بر قوم فرعون آسمان و زمين و نشدند مهلت داده شده ( 29 )
44 / 30
و هر آئينه ما خلاص كرديم بنى اسرائيل را از عذاب خواركننده ( 30 )
44 / 31
كه از جانب فرعون بود هر آئينه فرعون بود سركشى از تعدىكنندگان ( 31 )
44 / 32
و هر آئينه برگزيديم بنى اسرائيل را دانسته بر عالمها ( 32 )
شرح
وَ اتْرُكِ الْبَحْرَو بگذار دريا رارَهْواًساكن و آرميده بر همان وجه كه راهها درو ظاهر بود يعنى ديگر بار برو عصا مزن كه به حال اوّل رود و بگذارش تا قبطيان درو درآيند و مترسإِنَّهُمْبه درستى كه ايشانجُنْدٌ مُغْرَقُونَگروهى غرقشدگانند يعنى همه در دريا غرق خواهند شد پس فرعونيان به تمام غرق شدندكَمْ تَرَكُواچه بسيار كه بگذاشتندمِنْ جَنَّاتٍاز بوستانهاى پردرختوَ عُيُونٍو چشمهاى آب روانوَ زُرُوعٍو كشتهاى رسيدهوَ مَقامٍ كَرِيمٍو منزلها نيكو آراستهوَ نَعْمَةٍ كانُواو اسباب تنعم و برخوردارى كه بودندفِيهادر ان نعمتفاكِهِينَمتنعمان و شادىكنانكَذلِكَكار ما با مكذبان همچنين استوَ أَوْرَثْناهاو ميراث داديم منازل و مواضع ايشان راقَوْماً آخَرِينَبه گروه ديگر از مردمان يعنى بنى اسرائيل رافَما بَكَتْپس نگريستعَلَيْهِمُ السَّماءُبر ايشان آسمانوَ الْأَرْضُو زمين يعنى از هلاك ايشان كس حساب نبرد در معالم آورده كه چون مؤمنى بميرد چهل روز آسمان و زمين برو بگريند و از انس رضى اللّه عنه ، منقول است كه حضرت رسول عليه الصلاة و السّلام فرمود كه هيچ بنده نباشد الا كه مر او را در آسمان دو در بود درى كه روزى او از ان فرود آيد و درى كه عمل او از آنجا بالا رود پس چون وفات كند اين دو دراز نزول رزق و عروج عمل او محروم مانند و برو بگريند عطار رحمه اللّه مىگويد كه گريه آسمان سرخى اطراف است در معالم آورده كه چون امير المؤمنين حسين بن على مرتضى رضى اللّه عنهما شهيد شد آسمان برو گريست و گريه او آن بود كه اطراف آفاق سرخ شد درين باب گفتهاند رباعىاين سرخى شفق كه برين چرخ بىوفا است * هر شام عكس خون شهيدان كربلا استگر چرخ خون بيارد ازين غصّه درخواست * در خاك خون بگريد اين ماجرا روا استو گفتهاند گريه آسمان و زمين همچون گريه آدميان است و بعضى برانند كه علامتى بر ايشان ظاهر گردد كه دليل بود بر حزن و اسف همچون گريه كه اغلب دال است بر غم و اندوه و بر هر تقدير چون فرعونيان را عملى نبود كه به آسمان رود و بر روى زمين هم كارى نيكو نكردند آسمان و زمين بر ايشان نگريستوَ ما كانُواو نبودندمُنْظَرِينَمهلتدادگان از وقتى بهوقتى ديگروَ لَقَدْ نَجَّيْنا بَنِي إِسْرائِيلَو هر آئينه برهانيديم بنى اسرائيل رامِنَ الْعَذابِ الْمُهِينِاز عذاب خواركننده كه بندگى فرعون بود و قتل ابناء و تعب در عمل عذابى واقعمِنْ فِرْعَوْنَاز فرعونإِنَّهُ كانَ عالِياًبه درستى كه بود فرعون سركشنده و خود را بلند ساختهمِنَ الْمُسْرِفِينَاز كافران كه متجاوزاند از حدود ايمانوَ لَقَدِ اخْتَرْناهُمْو به درستى كه برگزيديم موسى عليه السلام و مؤمنان بنى اسرائيل راعَلى عِلْمٍبر دانشى يعنى دانستيم كه ايشان سزاواراند بهآنكه برگزينيم ايشان راعَلَى الْعالَمِينَبر عالميان زمان ايشان .