تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1114

مساهمون:

ص١١١٤
44 / 15 هر آئينه ما دوركنندهء عذابيم اندكى هر آئينه شما عودكننده‌ايد در كفر ( 15 ) 44 / 16 روز كه درگرفت كنيم آن را درگرفت كردن بزرگ هر آئينه ما انتقام كشنده‌ايم ( 16 ) 44 / 17 و هر آئينه ما امتحان كرديم پيش ايشان قوم فرعون را و آمد بديشان پيغامبرى گرامى قدر ( 17 ) 44 / 18 به اين سخن كه تسليم كنيد به من بندگان خدا را هر آئينه من براى شما پيغامبر با امانتم ( 18 ) 44 / 19 و سركشى مكنيد بر خدا هر آئينه من بيارم پيش شما حجت ظاهر را ( 19 ) 44 / 20 و هر آئينه من پناه گرفتم به پروردگار خود و پروردگار شما از آنكه سنگسار كنيد مرا ( 20 ) 44 / 21 و اگر ياور نداريد مرا پس يكسو شويد از من ( 21 ) 44 / 22 پس دعا كرد بجناب پروردگار خود كه اين جماعهء قوم گناهكارانند ( 22 ) 44 / 23 پس گفتيم ببر بندگان مرا وقت شب هر آئينه شما را تعاقب كرده شود ( 23 )
شرح
إِنَّا كاشِفُوا الْعَذابِبه درستى كه ما نيز بردارنده عذابيم از ايشانقَلِيلًازمانى اندك يعنى قحط را ببريم به دعاى پيغمبر ع به آخر اعمار ايشان اما هيچ فائده ندهد -إِنَّكُمْ عائِدُونَبه درستى كه شما بازگروندگانيد بكفر آورده‌اند كه بوقت قحط ابو سفيان با جمعى از قريش به مدينه آمدند و به خدا و رحم سوگند به پيغمبر عليه الصلاة و السلام دادند و آن حضرت ص دعا فرموده بلاى قحط مندفع شد و ايشان همچنان بر كفر راسخ بودند و بقول بعضى كه دخان را از علامات قيامت گيرند چون مردمان دعا و زارى كنند بعد از چهل روز دخان مرتفع شود و ايشان بازگردند به همان حال كه داشته باشند از شرك و فسقيَوْمَ نَبْطِشُ الْبَطْشَةَ الْكُبْرىياد كن روزى را كه بگيريم كافران را گرفتن بزرگ يعنى روز قيامت و در تفسير دمياطى آورده كه مراد روز بدرست كه حق تعالى وعيد مىكند مشركان را كه در آن روز بگيريم شما را به عقوبت عظيم از قتل و اسرإِنَّا مُنْتَقِمُونَبه درستى كه ما انتقام‌كننده‌ايم در آن روزوَ لَقَدْ فَتَنَّاو به درستى كه ما امتحان كرديمقَبْلَهُمْپيش از كفّار مكّهقَوْمَ فِرْعَوْنَگروه قبط را از ملازمان فرعونوَ جاءَهُمْو آمد ايشان رارَسُولٌ كَرِيمٌپيغمبرى بزرگوار در حسب و نسب يعنى موسى بن عمران على نبينا و عليه السلامأَنْ أَدُّوا إِلَيَّبه‌آنكه ادا كنيد يعنى دست بازداريد و بفرستيد با منعِبادَ اللَّهِبندگان خدا يعنى بنى اسرائيل راإِنِّي لَكُمْبه درستى كه من مر شما رارَسُولٌ أَمِينٌفرستاده‌ام امين بوحى و متهم نيستم در نيك‌خواهى خلقوَ أَنْ لا تَعْلُواو آمدم به‌آنكه سركشى نكنيد و كبر نياريدعَلَى اللَّهِبر خداى و اهانت وحى او ننمائيدإِنِّي آتِيكُمْ بِسُلْطانٍبه درستى كه من آرنده‌ام بشما حجتىمُبِينٍروشن بر صدق مدعاى خود فرعونيان بعد از استماع اين سخن قصد آزار موسى عليه السلام كردند موسى فرمودوَ إِنِّي عُذْتُو به درستى كه من پناه بردمبِرَبِّي وَ رَبِّكُمْبه پروردگار خود و به پروردگار شماأَنْ تَرْجُمُونِاز آنكه مرا سنگسار كنيد يا بكشتيد يا دشنام دهيد كه وى نگهدار من استوَ إِنْ لَمْ تُؤْمِنُوا لِيو اگر باور نمىداريد مرا و نمىگرويد به منفَاعْتَزِلُونِپس كرانه كنيد از من و ميازاريد مرا مصرعهمرا بخير تو اميد نيست بد مرسانايشان سخن آن حضرت ص قبول نكرده آغاز جفا كردند بدست و زبانفَدَعا رَبَّهُپس بخواند موسى عليه السلام پروردگار خود راأَنَّ هؤُلاءِبه‌آنكه اين گروه قبطيانقَوْمٌ مُجْرِمُونَگروهىاند مصر بكفر و كبر يعنى ايشان را هلاك كن كه مشركانند حق تعالى دعاى وى اجابت كرد و گفتفَأَسْرِ بِعِبادِي لَيْلًاپس ببر بندگان مرا به شب از مصرإِنَّكُمْ مُتَّبَعُونَبه درستى كه شما از پى درآمدشدگانيد يعنى چون شما برويد فرعون و قوم او خبردار شوند و از پى شما درآيند و بلب دريا رسيده تو عصا بر دريا زن كه بشگافد درو راهها پديد آيد تا بنى اسرائيل بگذرند .