تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1113

مساهمون:

ص١١١٣
44 / 6 فرودآورديم آن را بسبب بخشايش از نزديك پروردگار تو هر آئينه اوست شنوا دانا ( 6 ) 44 / 7 پروردگار آسمانها و زمين و آنچه در ميان اين هر دو است اگر يقين‌كننده‌ايد ( 7 ) 44 / 8 نيست هيچ معبود مگر او زنده مىكند و مىميراند - پروردگار شما است و پروردگار پدران پيشين شما ( 8 ) 44 / 9 بلكه كافران در شبهه‌اند بازى مىكنند ( 9 ) 44 / 10 پس منتظر باش روزى را كه بيارد آسمان دودى ظاهر ( 10 ) 44 / 11 كه فروگيرد مردمان را اين عذاب درددهنده است ( 11 ) 44 / 12 گويند اى پروردگار ما دور كن از ما عذاب هر آئينه ما مسلمان مىشويم ( 12 ) 44 / 13 چگونه بود ايشان را پند گرفتن و بتحقيق آمده بود بديشان پيغامبر ظاهر ( 13 ) 44 / 14 باز روى گردانيدند از دو گفتند اين شخص آموخته شده است ديوانه است ( 14 )
شرح
رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَبخشائش از نزديك پروردگار تو بر خلق چنانچه جاى ديگر فرمود و ما ارسلناك الا رحمة للعالمين نظمدر دو عالم بخشش و بخشايش است * خلق را از بخشش آسايش استخواجه چون در در مديح خويش سفت * انما انا رحمة مهداة گفتيا فرستنده‌ايم جبرئيل را به قرآن بر حبيب ص خود يا ملائكه را درين شب فرستاديم بسلام مؤمنانإِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُبه درستى كه خدا شنوا است و دانا است جميع سخنهاى بندگان را به همه نيت‌هاى ايشانرَبِّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِآفريدگار آسمانها و زمينها استوَ ما بَيْنَهُماو آنچه ميان آسمانها و زمينها است پس بدانيد اى آفريدگانإِنْ كُنْتُمْ مُوقِنِينَاگر هستيد شما بىگمانان يعنى طلب‌كنندگان يقينلا إِلهَ إِلَّا هُوَهيچ معبودى مستحق عبادت نيست مگر اويُحْيِيزنده مىگرداندوَ يُمِيتُو مىميراند يعنى اوست موجودكننده موت و حياترَبُّكُمْاوست پروردگار شماوَ رَبُّ آبائِكُمُ الْأَوَّلِينَو پروردگار پدران نخستين شمابَلْ هُمْكافران بدين سخن موقن نيستند بلكه ايشانفِي شَكٍّ يَلْعَبُونَدر گمانند به قرآن بازى كنند به آنفَارْتَقِبْپس تو منتظر باش براى ايشانيَوْمَ تَأْتِي السَّماءُروزى را كه بيايد آسمانبِدُخانٍ مُبِينٍبه دودى آشكارا عرب شر غالب را دخان گويند مراد عذابى است كه نازل گردد به مستهزيان در عين المعانى آورده كه مراد غبارى است كه روز فتح مكه مرتفع شد چنانچه هوا را بپوشيد و گويند مراد زمان قحط و جوع كافران بود كه به دعاى پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم شدّت جوع بر ايشان مستولى شد تا سگان مرده را با استخوان مىخوردند و دخان عبارت است از تيرگى چشم از شدت جوع چه مرد گرسنه از ضعف گرسنگى ميان خود و آسمان به هيئت دخان چيزى مىبيند و در تبيان فرموده كه در سال قحط بسبب خشك‌سالى غبارى تيره از زمين برانگيخته مىشود به شكل دود و لهذا سال قحط را سنة الغبراء گويند و وجه تسميه عام الرّماد همين است و بقول بعضى آنست كه اين دخان يكى از علامات قيامت خواهد بود چنانچه در حديث اشراط الساعة آمد كه فذكر الدخان و الدّجال و آن دودى باشد از مشرق تا به مغربيَغْشَى النَّاسَفروگيرد مردمان را و بعد از چهل روز بردارند و مؤمنان را ازو مثل ركام حالتى واقع شود اما كافران را بىهوش و سراسيمه سازد و ملائكه ايشان را مىگويندهذا عَذابٌ أَلِيمٌاين است عذابى دردناك كه حق سبحانه و تعالى وعده كرده بود و ايشان زارى كنند و گويندرَبَّنَا اكْشِفْ عَنَّا الْعَذابَاى پروردگار ما بردار از ما اين عذاب راإِنَّا مُؤْمِنُونَبه درستى كه ما گرويدگانيم بعد از دفع عذاب يعنى چون اين بلا منكشف گردد ما ايمان آريم حق سبحانه مىفرمايد كهأَنَّىچگونه بودلَهُمُ الذِّكْرىمر ايشان را پند گرفتن بدين مقدار عذابوَ قَدْ جاءَهُمْو حال آنكه آمد بديشانرَسُولٌ مُبِينٌفرستاده آشكاراكننده معجزات و ايشان بدان متذكر نشدندثُمَّ تَوَلَّوْاپس پشت به روى گردانيدند يعنى اعراض نمودندعَنْهُاز ايمان به دووَ قالُوا مُعَلَّمٌو گفتند او آموخته شده است يعنى خبر و يسار قرآن بوى مىآموزندمَجْنُونٌديوانه است و دماغ او محبط شده است و با وجود اين هم چون وعده ايمان مىدهند .