43 / 58
و گفتند آيا معبودان ما بهتراند يا عيسى اين حرف نزدند با تو مگر به مكابره بلكه ايشان قومى خصومتكنندهاند ( 58 )
43 / 59
نيست عيسى مگر بنده كه انعام كردهايم بر وى و ساختيم او را نشانه براى بنى اسرائيل ( 59 )
43 / 60
و اگر مىخواستيم البته كردمى كه بدل شما فرشتگان در زمين خليفه شوند ( 60 )
43 / 61
و هر آئينه عيسى نشانه است قيامت را پس شبه مكنيد در قيامت و بگو يا محمد ص پيروى من كنيد اينست راه راست ( 61 )
43 / 62
و بازندارد شما را شيطان هر آئينه او در حق شما دشمن ظاهر است ( 62 )
43 / 63
و آنگاه كه آمد عيسى با معجزهها گفت آوردهام بشما حكمت را و آمدهام تا بيان كنم براى شما بعض آنچه اختلاف مىكنيد دران پس بترسيد از خدا و فرمان من بريد ( 63 )
شرح
وَ قالُوا أَ آلِهَتُنا خَيْرٌو گفتند مشركان آيا خدايان ما بهتراندأَمْ هُوَيا عيسى هرگاه كه او حصب جهنّم باشد گو ايشان نيز باشندما ضَرَبُوهُنزدند آن مثل رالَكَبراى توإِلَّا جَدَلًامگر براى جدال و خصومت نه از براى تميز حق از باطلبَلْ هُمْ قَوْمٌبلكه ايشان در همه امور گروهىاندخَصِمُونَخصومتگران و لجاجكنندگانإِنْ هُوَنيست عيسى عليه السلامإِلَّا عَبْدٌ أَنْعَمْنامگر بنده كه منت نهادهايمعَلَيْهِبرو به نبوت و رسالتوَ جَعَلْناهُ مَثَلًاو گردانيديم او را آيتى و امرى عجيبلِبَنِي إِسْرائِيلَبراى بنى اسرائيل يعنى ولادت او بىپدر قصّهايست در غرائب چون مثل سائر قصهاوَ لَوْ نَشاءُو اگر خواهيم مالَجَعَلْناهر آئينه مىسازيممِنْكُمْبدل از شمامَلائِكَةًفرشتگان را يعنى شما را هلاك كنيم و بدل شما ملائكه آريم كه ايشانفِي الْأَرْضِ يَخْلُفُونَدر زمين از پى درآيند شما راوَ إِنَّهُو به درستى كه عيسى عليه السلاملَعِلْمٌ لِلسَّاعَةِعلم است مر ساعت را يعنى به دو بدانند كه نزديك است قيامت چه يكى از علامات قيامت نزول عيسى است عليه السلام كه بعد از تسلّط دجّال بر اهل زمين از آسمان فرود آيد نزديك مناره بيضا در طرف شرقى دمشق و جامه رنگين پوشيده باشد و هر دو كف دست خود را بر بالهاى دو فرشته نهاده و رخساره مباركش عرق كرده چون سر در پيش افگند قطرات از رويش ريزان گردد و چون سر بالا كند آن قطرهها بر روى وى چون مرواريد روان شود و نفس وى بر هر كافر كه رسد بميرد و هرجا كه چشم وى افتد نفس وى برسد پس در طلب دجال روان گردد و در باب لدّ كه موضعى است در ولايت شام به دو رسد و او را بكشد آنگه يأجوج و مأجوج بيرون آيند و عيسى عليه السلام به كوه طور برد مؤمنان را و آنجا متحصن گردد القصه چون معلوم شد كه عيسى عليه السلام نشانه قرب قيامت استفَلا تَمْتَرُنَّپس شك مكنيد و جدال منمائيدبِهابآمدن قيامتوَ اتَّبِعُونِو پيروى كنيد شرع مرا يا رسول مراهذااينستصِراطٌ مُسْتَقِيمٌراه راست كه كس به دو گمراه نشودوَ لا يَصُدَّنَّكُمُ الشَّيْطانُو بايد كه بازندارد شما را شيطان از سلوك صراط مستقيم به وسوسه خود پس متابعت او مكنيد و قدم از راه مخالفت وى بيرون منهيدإِنَّهُ لَكُمْبه درستى كه او مر شما راستعَدُوٌّ مُبِينٌدشمنى آشكاراوَ لَمَّا جاءَ عِيسىو آن هنگام كه آمد عيسى عليه السلامبِالْبَيِّناتِبه حجتهاى روشن يا آيات انجيل يا معجزات واضحقالَگفت مر بنى اسرائيل راقَدْ جِئْتُكُمْبه درستى كه آمدم بشمابِالْحِكْمَةِبشرع يعنى مشتمل بر حكمت قولى و فعلىوَ لِأُبَيِّنَ لَكُمْو براى آنكه بيان كنم و روشن گردانم براى شمابَعْضَ الَّذِي تَخْتَلِفُونَهمه آنچه اختلاف مىكنيدفِيهِدر ان از امور دين يا احكام توريتفَاتَّقُوا اللَّهَپس بترسيد از عذاب خداىوَ أَطِيعُونِو فرمان بريد مرا هر چه فرمايم .