تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1105

مساهمون:

ص١١٠٥
43 / 47 پس آن هنگام كه آمد بديشان با نشانهاى ما ناگهان ايشان از ان نشانها مىخنديدند ( 47 ) 43 / 48 و نمىنموديم به ايشان هيچ نشانه مگر وى بزرگتر بود از قرين خود و گرفتار كرديم ايشان را به عقوبت بود كه ايشان رجوع كنند ( 48 ) 43 / 49 و گفتند اى جادوگر دعا كن براى ما بجناب پروردگار خود به آن اسماء كه وحى كرده است نزديك تو هر آئينه ما راه‌يافتگانيم ( 49 ) 43 / 50 پس آن هنگام كه دور كرديم از ايشان عقوبت را ناگهان ايشان عهد مىشكنند ( 50 ) 43 / 51 و آواز داد فرعون در ميان قوم خود گفت اى قوم من آيا نيست بدست من بادشاهى مصر و اين جوئيها مىرود زير كوشك من آيا نمىبينيد ( 51 )
شرح
فَلَمَّا جاءَهُمْ بِآياتِناپس آن هنگام كه آورد موسى عليه السلام بديشان نشانهاى ما را چون عصا و يد بيضا و طمس و طوفان و امثال آنإِذا هُمْهمان وقت ايشانمِنْها يَضْحَكُونَاز ان مىخنديدند يعنى فسوس مىكردند و استهزاء مىنمودند در اوّل مشاهده بىتامل در انوَ ما نُرِيهِمْو نمىنموديم ما ايشان رامِنْ آيَةٍهيچ نشان راإِلَّا هِيَمگر آنكه اوأَكْبَرُبزرگ‌تر بودمِنْ أُخْتِهااز ان پيشين كه مثل و مانند او بود يعنى هر يك مختص بودند به نوعى از اعجاز كه به جهت آن خاصه مفصل بود بر ديگر مراد وصف همه است به بزرگىوَ أَخَذْناهُمْ بِالْعَذابِو گرفتيم ايشان را به عذاب قحط و جراد و قمل و جز آنلَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَشايد كه برگردند از كيش باطل و بازآيند بدين حق ايشان باز نه‌گشتند و چون عذاب معاينه ديدند در مقام استغاثه آمدندوَ قالُواو گفتند با موسى عليه السلاميا أَيُّهَا السَّاحِرُاى مرد جادو يعنى عامل كامل اين ندا از روى تعظيم بود چه سحر پيش ايشان علمى بزرگ بود و صفتى پسنديده يا معنى آنست كه اى مقدم در علم سحر و غالب بر تمام سحره يا همواره موسى عليه السلام را به اين نام مىخواندند - و درين وقت نيز بطريق عادت گفتند اى ساحرادْعُ لَنادعا كن از براى مارَبَّكَپروردگار خود رابِما عَهِدَبه‌آنچه عهد كرده است يعنى به عهدى كه او را هستعِنْدَكَنزديك تو و آن استجابت دعاى تست يعنى چون خداى تو هر دعا كه مىكنى مستجاب مىكند در كشف عذاب از ما او را بخوانإِنَّنا لَمُهْتَدُونَبه درستى كه ما راه‌يافتگانيم يعنى اگر عذاب از ما مندفع شود به تو ايمان آريم و راه يابيمفَلَمَّا كَشَفْناپس آن هنگام كه ببرديمعَنْهُمُ الْعَذابَاز ايشان عذاب را به دعاى موسى عليه السلامإِذا هُمْ يَنْكُثُونَهمان زمان ايشان شكستند عهد را و فرعون از جابت دعاى موسى عليه السلام متردد شد كه مبادا كه مردم به دو بگروند پس همه قوم خود را جمع كرد و به غرفه بلندى برآمدوَ نادى فِرْعَوْنُو ندا كرد فرعون بنفس خودفِي قَوْمِهِدر ميان قوم خود بعد از كشف عذاب از ايشان و از روى عظمتقالَ يا قَوْمِگفت اى گروه من يعنى قبطيانأَ لَيْسَ لِيآيا نيست مرا باستفهام يعنى هستمُلْكُ مِصْرَملك مصر از سكندريه تا سرحد شاموَ هذِهِ الْأَنْهارُو اين جويهاى آب نيلتَجْرِي مِنْ تَحْتِيمىرود از زير قصر من آب نيل به سيصد و شصت جوى منقسم بوده و چهار جوى بزرگ از ان نهر الملك نهر طولون و نهر دمياط و نهر تنيس در باغ او مىرفت و از زير قصرهاى او مىگذشت پس او بدين جوئيها فخر كرده گفت در بوستانهاى من مىرودأَ فَلا تُبْصِرُونَآيا نمىبينيد شما عظمت و حشمت مرا و موسى ع اين‌ها ندارد .
قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1105 | ترجمه شاه ولى الله دهلوى ( 910 ه - ) وتفسير ملاحسين الواعظ الكاشفى ( 1176 ه - )