43 / 70
گفته شود درآييد به بهشت شما و زنان شما خوشحال ساخته ( 70 )
43 / 71
گردانيده شود بر ايشان كاسههاى پهندار از زر و كوزها نيز و در بهشت باشد آنچه خواهش كند نفس و لذّت گيرد از ديدن او چشمها و شما اينجا جاويدان باشيد ( 71 )
43 / 72
و اين آن بهشت است كه عطا كرده شد شما را بسبب آنچه عمل مىكرديد ( 72 )
43 / 73
شما راست اينجا ميوه بسيار كه ازان مىخوريد ( 73 )
43 / 74
هر آئينه گناهكاران در عذاب دوزخ جاويدانند ( 74 )
43 / 75
سست كرده نشود از ايشان عقوبت و ايشان در آن عذاب ناميد شده خاموش باشند ( 75 )
شرح
ادْخُلُوا الْجَنَّةَدرآييد در بهشتأَنْتُمْ وَ أَزْواجُكُمْشما و زنان مؤمنه شماتُحْبَرُونَشاد گردانيده شويد يا گرامى داشته يا آرايش يافتهيُطافُ عَلَيْهِمْبگردانند بر بندگان در بهشت درآيندگانبِصِحافٍبه كاسههاى پهنمِنْ ذَهَبٍاز زر كه در ان انواع طعاموَ أَكْوابٍو كوزهاى بىدسته و بىگوشه يعنى صراحى پر از انواع شرابوَ فِيهاو در بهشت بود ايشان راما تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُآنچه آرزو بود نفسها را و بدان خوش برآيند و حفص تشتهيه الانفس خواندوَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُو آنچه به نظر خوش آيد و چشمها از ان لذّت يابند در وسيط آورده كه بدين دو كلمه اخبار كرد از جمله نعيم اهل بهشت چه نعيم رياض جنان يا نصيب نفس است يا بهره عين درويشى فرموده كه اهل نظر مىدانند كه لذت عين در چه چيز توانى بود جمعى را كه غشاوت اعتزال بر نظر بصيرت ايشان طارى گشته تا لمعات انوار جمال انكم سترون ربكم بر ايشان پوشيده ماند به ايشان بگوى كه و تلذ الاعين عبارت از چيست بر هر صاحب بصيرتى روشن است كه اهل شوق را لذّت عين جز بمشاهده جمال محبوب متصور نيست بيتپرده از پيش برانداز كه مشتاقان را * لذّت ديده بجز ديدن ديدار تو نيستامام قشيرى رحمة اللّه عليه فرموده كه لذّت ديدار فراخور اشتياق است عاشقى را هر چند شوق بيشتر بود لذّت ديدار فزونتر باشد از ذو النون مصرى قدس اللّه تعالى اسراره نقل كردهاند كه شوق ثمره محبّت است هرك را دوستى بيشتر شوق او به ديدار دوست زيادهتر در زبور آمده كه اى داود بهشت من براى مطيعان است و كفايت من به جهت متوكلان و زيادت من نصيب شاكران و انس من بهره طالبان و رحمت من از ان محسنان و مغفرت من براى تائبان و من خاصه مشتاقانم -لا طال شوق الابرار الى لقائى * و انا اليهم اشد شوقارباعىدلم از شوق تو خون است و ندانم چونست * در دلم شوق جمالت ز بيان بيرونستدر دلم شوق تو هر روز فزون مىگردد * دل شوريده من بين كه چه روز افزونستآنگه براى تمامى لذّت بهشتيان مىفرمايدوَ أَنْتُمْ فِيهاو شما در بهشتخالِدُونَجاويدباشندگانيد و كمال نعمت در ان است كه او را بيم زوال نباشدوَ تِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِيو آن بهشتى كه امروزأُورِثْتُمُوهاميراث داده شدهايد آن را آن بهشت موعود است كه نورث من عبادنا من كان تقيا و بشما ميراث دادمبِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَبهآنچه بوديد كه عمل مىكرديد در دنيا از انواع طاعات و خيرات جزا را بلفظ ميراث ياد كرد كه خالصست و باستحقاق بدست آيدلَكُمْ فِيهامر شما راست در جنّتفاكِهَةٌ كَثِيرَةٌميوه بسيارمِنْها تَأْكُلُونَكه از انها مىخوريد پيوسته در معالم فرموده كه در حديث واقع است كه كسى از درخت بهشت ميوه باز نكند مگر كه فى الحال مثل آن از همان درخت برويدإِنَّ الْمُجْرِمِينَبه درستى كه كافرانفِي عَذابِ جَهَنَّمَ خالِدُونَدر عذاب جهنّم جاويد ماندگانندلا يُفَتَّرُ عَنْهُمْسست نكنند و سبك نگردانند عذاب را از ايشانوَ هُمْ فِيهِو ايشان در عذابمُبْلِسُونَنااميدانند از راحت و نجات و از خفت عقوبات .