43 / 41
پس اگر ازين عالم به بريم ترا پس البته ما ازين جماعه انتقام كشندگانيم ( 41 )
43 / 42
يا اينست كه بنمائيم ترا آنچه وعده داديم به ايشان پس هر آئينه ما بر ايشان توانائيم ( 42 )
43 / 43
پس چنگ زن به آنچه وحى فرستاده شد بسوى تو هر آئينه تو بر راه راستى ( 43 )
43 / 44
و هر آئينه قرآن پندست ترا و قوم ترا و شما سؤال كرده خواهيد شد ( 44 )
43 / 45
و بپرس احوال آنكه فرستاده بوديم پيش از تو از پيغامبران خود آيا ساخته بوديم بجز خدا معبودان ديگر كه پرستش كرده شود آنها را ( 45 )
43 / 46
و هر آئينه فرستاديم موسى ع را با نشانهاى خود بسوى فرعون و اشراف قوم او پس گفت هر آئينه من پيغامبر پروردگار عالمهاام ( 46 )
شرح
فَإِمَّا نَذْهَبَنَّ بِكَپس اگر ما ببريم ترا بجوار رحمت خود پيش از آنكه عذاب ايشان به تو نمائيم دل خوشدارفَإِنَّا مِنْهُمْپس به درستى كه ما از ايشانمُنْتَقِمُونَانتقام كشندگانيم به عذابأَوْ نُرِيَنَّكَيا اگر بنمائيم تراالَّذِي وَعَدْناهُمْآن را كه وعده كرديم ايشان را از عذاب در دنيافَإِنَّا عَلَيْهِمْپس به درستى كه ما بر ايشانمُقْتَدِرُونَتوانائيم يعنى بهر حال ايشان معذب خواهند بود در زمان حيات تو يا بعد از وفات توفَاسْتَمْسِكْپس تو چنگ در زنبِالَّذِي أُوحِيَبه آن چيزى كه وحى كرده شده استإِلَيْكَبسوى تو از آيات و احكامإِنَّكَبه درستى كه توعَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍبه راه راستى كه زود به دو به منزل توان رسيدوَ إِنَّهُو بتحقيق كه قرآنلَذِكْرٌ لَكَهر آئينه شرفى است و عزّتى مر تراوَ لِقَوْمِكَو مر گروه ترا از قريش و مجاهد رح گفته كه مراد از قوم تمام عرباند و شرف ايشان آنست كه كه قرآن بلغت ايشان است و خصوصيتى هست مر قريش را كه تو از ايشانى در عزّ اخص مر بنى هاشم راست از ايشان و جمعى گفتند مراد از قوم امت استوَ سَوْفَ تُسْئَلُونَو زود باشد كه پرسيده شويد ازين نعمت و قيام به سپاسدارى آنوَ سْئَلْو بپرس اى محمد صمَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَكسانى را كه پيش از تو فرستاديم يعنى احوال ايشان را استفسار كنمِنْ رُسُلِنااز فرستادگان ما كه ملائكهاند يا از رسل گذشته سؤال كن كهأَ جَعَلْناآيا فرموديم كهمِنْ دُونِ الرَّحْمنِبجز خداىآلِهَةً يُعْبَدُونَخداياناند كه پرستيده شوند يعنى بپرس كه هيچ حكم كردهايم به عبادت بتان و در هيچ ملت از ملل ايشان پرستش كسى كه بدون خداى باشد مقرر شده مراد به اين كلام استشهاد است به اجتماع انبياء عليهم السلام بر توحيد در معالم فرمود كه در شب اسراى براى حضرت رسالت صلى اللّه عليه و سلّم رسل را جمع كرده گفتند بپرس از ايشان آن حضرت عليه الصلاة و السلام در مضمون سخن شك نياورد و نپرسيد صاحب عين المعانى آورده كه در آثار آمده است كه جبرئيل از ميكائيل عليهما السلام پرسيد كه سيد عالم عليه الصلاة و السّلام اين سؤال كرد از انبياء ع ميكائيل فرمود كه يقين او كاملتر و ايمان او از ان محكمتر است كه اين سؤال كند بيت آنكه در كشف دارد استقلال كى توجه كند باستدلالوَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسىو به درستى كه فرستاديم موسى را عليه السلامبِآياتِنابمعجزات ما كه علامات روشن بود بر نبوت اوإِلى فِرْعَوْنَ وَ مَلَائِهِبسوى فرعون و گروه اوفَقالَپس گفت موسى ع مر ايشان راإِنِّي رَسُولُ رَبِّ الْعالَمِينَبه درستى كه من فرستاده پروردگار عالميانم .