43 / 12
و وى آنست كه بيافريد اقسام حيوانات تمام آن و ساخت براى شما كشتيها و از چهارپايان چيزىرا كه بران سوار شويد ( 12 )
43 / 13
تا راست بنشينيد بر پشت مركوب باز ياد كنيد نعمت پروردگار خود را وقتى كه راست نشستيد بر آن و بگوئيد پاكى خداى را كه مسخر ساخت براى ما اين مركوب و هرگز نبوديم بران توانا ( 13 )
43 / 14
و هر آئينه ما بسوى پروردگار خويش رجوع خواهيم كرد ( 14 )
43 / 15
و مقرر كردند براى خدا از بندگان او اولاد را هر آئينه آدمى ناسپاس ظاهرست ( 15 )
43 / 16
آيا فرا گرفت خدا از مخلوقات خود دختران را و برگزيده است شما را بر پسران ( 16 )
شرح
وَ الَّذِي خَلَقَ الْأَزْواجَو آن خداوندى كه بيافريد اجناس و اصناف و انواع مخلوقات راكُلَّهاهمه آن را بىيارى و مددگارىوَ جَعَلَ لَكُمْو ساخت براى شمامِنَ الْفُلْكِاز كشتيهاوَ الْأَنْعامِو از چهارپايانما تَرْكَبُونَآنچه سوار شويد بر آن در خشكى و ترىلِتَسْتَوُواتا راست شويدعَلى ظُهُورِهِبر پشتهاى در سوارىثُمَّ تَذْكُرُواپس ياد كنيدنِعْمَةَ رَبِّكُمْنعمت پروردگار خود راإِذَا اسْتَوَيْتُمْ عَلَيْهِچون راست شويد بر وىوَ تَقُولُواو بگوئيدسُبْحانَ الَّذِي سَخَّرَپاك است آن خداى كه رام گردانيد و زير دست ساختلَنا هذابراى ما اين كشتى و اين چهارپايان را تا بمدد ركوب بر ايشان قطع بر و بحر مىكنيموَ ما كُنَّا لَهُو نيستيم ما مر اين مركوب را به قوت خودمُقْرِنِينَضبطكنندگان و فرمان بردار ساختگانوَ إِنَّا إِلى رَبِّناو به درستى كه ما بسوى پروردگار خودلَمُنْقَلِبُونَبازگردانندگانيم در آخر عمر خود بر مركبى كه آن را جنازه گويند و آخر مركبى از مركب دنيا آنست بيتهشدار و عنان كشيده رو كآخر كار * بر مركب چو بين ز جهان خواهى رفتدر خبر آمده است كه چون حضرت رسول اللّه عليه الصلاة و السّلام پاى مبارك در ركاب نهادى گفتىبسم اللّه و چون بر پشت مركب راست شدى گفتى الحمد للّه على كل حال سبحان الذى سخر لنا هذا و ما كنّا له مقرنين و انا الى ربنا لمنقلبون در موضح آورده كه راكب را بايد كه كلمه الحمد للّه گويد صاحب كشاف آورده كه حسين بن على مرتضى رض كسى را ديد كه بر مركب نشسته و آيت سبحان الذى تا آخر بخواند ايشان فرمودند كه آيا شما را بدين فرمودهاند راكب گفت يا ابن رسول اللّه ص ما را بچه فرمودهاند گفت ان تذكروا نعمة ربّكم بهآنكه ياد كنيد نعمت پروردگار خود را در وقت سوارى اشارت است بهآنكه سوار را از تحميد غافل نبايد شدوَ جَعَلُواو حكم مىكنند كافران و مقرر مىسازندلَهُمر خداى رامِنْ عِبادِهِ جُزْءاًاز بندگان او نصيبى يعنى مىگويند فرشتگان دختران اويند اين تعجبى است جهل كفّار كه بعد از اقرار به خالقيت و عزّت و علم او براى او اثبات ولد مىكنند و نمىدانند كه ولادت از صفات اجسام است و او خالق همه جسمهاستإِنَّ الْإِنْسانَبه درستى كه كافرلَكَفُورٌ مُبِينٌناسپاسى است آشكارا كفر او كه نسبت ولد مىكند به حق سبحانه و يكى ديگر از آثار جهالت ايشان آنست كه بنات را اضافت به حق مىكنند و براى خود بنين مىخواهند پس حق سبحانه مىفرمايد كهأَمِ اتَّخَذَآيا فراگرفته است خداى براى خودمِمَّا يَخْلُقُاز آنچه مىآفرينندبَناتٍدختران كه اخس و انقصاندوَ أَصْفاكُمْ بِالْبَنِينَو شما را برگزيد و خاص گردانيد به پسران كه اشرف و اكملاند و اين چگونه شايد كه فرزند خداوند فروتر باشد از فرزند بنده .