43 / 6
و بسيار فرستاديم پيغامبران را در پيشينان ( 6 )
43 / 7
و نمىآيد به ايشان هيچ پيغمبرى الّا به او استهزاء مىكردند ( 7 )
43 / 8
پس هلاك كرديم سختتر از قريش ( يعنى عاد و ثمود را ) كه از قريش قوىتر بودند باعتبار دست درازى و مذكور شد داستان نخستيان ( 8 )
43 / 9
و اگر سؤال كنى از ايشان كه چه كس بيافريد آسمانها و زمين را البته گويند بيافريد اينها را خداى غالب دانا ( 9 )
43 / 10
وى آنست كه ساخت براى شما زمين را بساطى و ساخت براى شما در زمين راهها بود كه شما راه يابيد ( 10 )
43 / 11
و وى آنست كه فرودآورد از آسمان آبى به اندازه پس زنده كرديم به آن شهر مرده را همچنين برآورده خواهيد شد ( 11 )
شرح
وَ كَمْ أَرْسَلْناو چه بسيار فرستادهايممِنْ نَبِيٍّ فِي الْأَوَّلِينَاز پيغمبران در ميان پيشينيان كه مشرك و مسرف بودند و كفر ايشان ما را از ارسال رسل منع نكردوَ ما يَأْتِيهِمْ مِنْ نَبِيٍّ إِلَّا كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَو نيامد بكفار گذشته هيچ فرستاده از نزد ما مگر آنكه بودند معاندان قوم كه به او استهزا مىنمودند چنانچه جاحدان قريش نسبت به تو مىكنندفَأَهْلَكْناپس هلاك كرديم ما بسبب استهزاأَشَدَّ مِنْهُمْسختترين ايشان رابَطْشاًاز جهت قوّت يعنى اقوياى ايشان را هلاك كرديم و شدّت و شوكت ايشان ما را عاجز نساختوَ مَضىو گذشت در قرآن به چندين موضعمَثَلُ الْأَوَّلِينَوصف و خبر قصّه پيشينيان كه ايشان با پيغمبران چه كردند و ما با ايشان چه كرديم درينجا وعده پيغمبر ص است به نصرت و وعيد اعادى او به عقوبتوَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْو اگر بپرسى قوم خود را كهمَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَكه آفريد آسمانها و زمين رالَيَقُولُنَّهر آئينه گويندخَلَقَهُنَّ الْعَزِيزُبيافريد آنها را خداوند غالب در حكم و فرمانالْعَلِيمُدانا باحوال بندگان چه اين آفرينش كار عاجز و جاهل نتواند بود در اين آيت اخبار مىكند از غايت جهل ايشان كه مقراند به آفريننده قوى دانا و عبادت غير او مىكنند پس حق سبحانه در صفت خود مىفرمايد كهالَّذِي جَعَلَخداوند آنست كه ساختلَكُمُ الْأَرْضَبراى شما زمين رامَهْداًبساطى گسترده تا قرارگاه شما باشدوَ جَعَلَ لَكُمْو بيافريد و ظاهر گردانيد براى شمافِيها سُبُلًادر ان زمين راههالَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَتا شايد كه شما راه يابيد بسلوك بر ان طرق بسوى بلاد و ديارى كه خواهيدوَ الَّذِي نَزَّلَو وى آن خداى است كه فروفرستادهمِنَ السَّماءِاز آسمانماءً بِقَدَرٍآبى به قدر حاجت و مصلحت يعنى نه بسيارى كه سبب غرق شدن شود چون طوفان نوح ع و نه اندك كه مهمات را كفايت نكندفَأَنْشَرْنا بِهِپس زنده گردانيديم بدان آببَلْدَةً مَيْتاًجايگاه مرده يعنى زمين افسرده خشك شده را باخراج گياه التفات از غيبت بتكلم جهت اختصاص وى است بدين فعلىكَذلِكَمانند آن زنده كردنتُخْرَجُونَبيرون آورده خواهيد شد از قبرها پس از زنده شدن .