41 / 27
پس البته بچشانيم كافران را عذاب سخت و البته جزا دهيم ايشان را بحسب بدترين آنچه مىكردند ( 27 )
41 / 28
اينست جزاى دشمنان خدا كه آتش است ايشان را در آنجا منزل على الدوام باشند پاداش داديم بر حسب آنچه بآيات ما انكار مىكردند ( 28 )
41 / 29
و گويند كافران اى پروردگار ما بنما ما را آن دو كس يعنى آن دو فريق كه گمراه ساختند ما را از جنس جن و از جنس انس تا درآريم آن هر دو را زير قدمهاى خود تا شوند از فروترماندگان ( 29 )
41 / 30
هر آئينه آنان كه گفتند پروردگار ما خدا است باز قائم ماندند فرومىآيند بر ايشان فرشتگان يعنى نزديك موت كه مترسيد و اندوه مخوريد و خوشحال شويد به بهشتى كه شما را وعده داده مىشد ( 30 )
شرح
فَلَنُذِيقَنَّ الَّذِينَ كَفَرُواپس بتحقيق بچشانيم آنان را كه كافر شدند مراد اين گروه قائلانند يا عامه كافرانعَذاباً شَدِيداًعذابى سخت يعنى بسيار و دائموَ لَنَجْزِيَنَّهُمْو هر آئينه پاداش دهيم ايشان راأَسْوَأَ الَّذِي كانُوا يَعْمَلُونَپاداش بدترين كارى كه بودند از روى جهل و غضب عمل مىكردندذلِكَآن عقوبت بدترجَزاءُ أَعْداءِ اللَّهِپاداش دشمنان خداى استالنَّارُيعنى آتش عطف بيان است از جزالَهُمْمر كافران را استفِيهادر آتشدارُ الْخُلْدِسراى جاويد يعنى مقيم مقام ايشان باشدجَزاءُپاداش داده شوند پاداش دادنىبِما كانُوابسبب آنچه بودند كه هموارهبِآياتِنابآيات كلام مايَجْحَدُونَانكار مىكردندوَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُواو گويند آنان كه كافر شدند وقتى كه در آتش باشندرَبَّنا أَرِنَا الَّذَيْنِاى پروردگار ما بنماى بما آن دو كس را كه در دنياأَضَلَّاناگمراه كردند ما رامِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِاز ديوان و آدميان يعنى ابليس كه اوّل نافرمانى او كرد و قابيل كه اوّل خون ناحق او ريخت اين دو كس را بما بنماىنَجْعَلْهُماتا درآريم ايشان راتَحْتَ أَقْدامِنادر زير پاى خود و از ايشان انتقام كشيملِيَكُونا مِنَ الْأَسْفَلِينَتا گردند از فروتران يعنى در دركه زيرتر شوند از دوزخ يا از همه فرودان فرودتر شوندإِنَّ الَّذِينَ قالُوابه درستى آنان كه گفتندرَبُّنَا اللَّهُكه پروردگار ما اللّه استثُمَّ اسْتَقامُواپس بر آن ايستادند صديق اكبر رضى اللّه عنه گفت شرك نياورند و حضرت فاروق رضى اللّه عنه فرمود بر امر و نهى بايستادند و روباهبازى نكردند ذى النورين رضى اللّه عنه تفسير كرده كه عملهاى خود را پاكيزه و خالص ساختند مرتضى على كرم اللّه وجهه توجيه فرمود كه فرائض ادا نمودند قول حسن بصرى رحمة اللّه آن است كه ارتكاب طاعات كردند و از معاصى اجتناب ورزيدند و گفتهاند از دنياى فانى اعراض كردند و بسراى باقى راغب گشتند صاحب كشف الاسرار فرموده ربنا اللّه عبارت از توحيد اقرار است ثم استقاموا اشارت بتوحيد معرفت و توحيد اقرار آنست كه اللّه را يكتا گوئى توحيد معرفت آنكه او را يكتاشناسى يعنى از همه جهت به وحدت او بينا گردى با آنكه در عالم وحدت جهت نيست نظمنى جهت مىگنجد اينجا نى صفت * نى تفكر نى بيان نى معرفتآتشى از سر وحدت برفروخت * غير واحد هر چه پيش آمد بسوختتَتَنَزَّلُفرود آيندعَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُبر ايشان ملائكه يعنى بر مؤمنان مستقيم فرستيم فرشتگان را نزديك مرگ يا بوقت خروج از قبر يا در لحد يا در همه اين وقتها كه مذكور شد بهآنكه ايشان را گويندأَلَّا تَخافُوامترسيد از آنها كه در پيش داريد از امور اخروى كه بر شما آسان خواهد گشت .وَ لا تَحْزَنُواو اندوهناك و غمگين مشويد بدانچه گذاشتيد از اهل و ولد كه كار ايشان حق تعالى به خوبى خواهد ساختوَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِو شادمان شويد به آن بهشتى كه در دنياالَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَبوديد كه به آن وعده داده مىشديد به زبان پيغمبران .