تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1071

مساهمون:

ص١٠٧١
41 / 15 اما قوم عاد پس تكبّر كردند در زمين ناحق و گفتند كيست زياده‌تر از ما بقوّت آيا نديدند كه آن خداى كه بيافريد ايشان را او زياده‌تر است از ايشان به قوت و ايشان بآيات ما انكار مىكردند ( 15 ) 41 / 16 پس فرستاديم بر ايشان بادى تند در روزهاى شوم تا بچشانيم ايشان را عذاب رسوائى در زندگانى دنيا و هر آئينه عذاب آخرت رسواكننده‌تر است و ايشان نصرت داده نشوند ( 16 ) 41 / 17 و اما ثمود پس راه نموديم ايشان را پس اختيار كردند نابينائى را بر راهيابى پس درگرفت ايشان را عقوبت سخت عذاب خوارى بسبب آنچه مىكردند ( 17 )
شرح
فَأَمَّا عادٌپس اما گروه عاديانفَاسْتَكْبَرُواپس گردن‌كشى كردندفِي الْأَرْضِدر زمين احقاف در بلاد يمنبِغَيْرِ الْحَقِّبه ناسزا يعنى استحقاق تكبر نداشتند پس هود عليه السلام ايشان را تهديد كرد به عذاب و ايشان از روى استكبار التفات بدان نكردندوَ قالُواو گفتندمَنْ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّةًكيست سخت‌تر از ما جهت توانائى عاديان مغرور شدند به قوت و شوكت خود چه مردم جسيم و طويل بودند و سنگ را بضرب دست از كوه بكنديدندىأَ وَ لَمْ يَرَوْا *آيا ندانستند آن مغرورشدگان بقوّت خودأَنَّ اللَّهَآن را كه خداى تعالىالَّذِي خَلَقَهُمْآن خداى كه بيافريده است ايشان راهُوَ أَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةًاو سخت‌تر و بسيارتر است از ايشان از روى قوت يعنى توانائى دارد بر همه چيزى كه غير او را آن توانائى نيستوَ كانُواو بودند قوم عاد كه از روى تعصب و تكبربِآياتِنا يَجْحَدُونَبه آيتهاى ما منكر شدند با آنكه مىدانستند كه آن حق استفَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْپس فرستاديم بر ايشانرِيحاً صَرْصَراًبادى سرد به آواز مهيبفِي أَيَّامٍ نَحِساتٍدر روزهاى شوم يعنى در دهه آخر شوال از بامداد روز چهارشنبه تا آخر چهارشنبه ديگر كه هشت روز و هفت شب باشد باد صرصر فرستاديملِنُذِيقَهُمْتا بچشانيم ايشان راعَذابَ الْخِزْيِعذاب رسوائى و خوارىفِي الْحَياةِ الدُّنْيادر زندگانى دنيا يعنى همه را مستاصل سازيموَ لَعَذابُ الْآخِرَةِو هر آئينه عذاب آن سراىأَخْزىسخت‌تر است از روى رسوائى و خوارىوَ هُمْ لا يُنْصَرُونَو ايشان يارى داده نشوند در ان روز بدفع عذاب از ايشانوَ أَمَّا ثَمُودُو امّا گروه ثمودفَهَدَيْناهُمْپس ايشان را دلالت كرديم به راه راست يا راه خير و شر بديشان نموديمفَاسْتَحَبُّوا الْعَمى عَلَى الْهُدىپس برگزيدند و اختيار كردند نابينائى يعنى جهل و ضلالت و كفر را بر علم و هدايت و ايمانفَأَخَذَتْهُمْپس فراگرفت ايشان راصاعِقَةُ الْعَذابِ الْهُونِصاعقه عذاب خواركننده يعنى جبرئيل عليه السلام ايشان را هلاك كردبِما كانُوا يَكْسِبُونَبسبب آنچه بودند كه كسب مىكردند از تكذيب صالح عليه السلام و عقر ناقه .