3 / 13
تحقيق هست شما را نشانه در آن دو قوم كه بهم آمدند يعنى روز بدر يك گروه جنگ مىكردند در راه خدا و گروه ديگر كافر بودند مىديدند مسلمانان آن كافران را دو برابر خويش ديدن به چشم و خدا قوت مىدهد به نصرت خود هر كرا خواهد هر آئينه درين واقعه پندى هست خداوندان چشمها را ( 13 )
3 / 14
آراسته كرده شده است براى مردمان دوستى آرزوهاى نفس از زنان و فرزندان و خزانها جمع ساخته از زر و سيم و اسپان نشانمند ساخته و چهار پايان و زراعت اينست بهرهء زندگانى دنيا و خدا ، نزديك اوست بازگشت نيك ( 14 )
شرح
قَدْ كانَ لَكُمْ آيَةٌبه درستى كه بود شما را علامتى و نشانى درست بر نبوّت محمد صفِي فِئَتَيْنِ الْتَقَتادر قصّه آن دو گروه كه همروى و همديدار شدند در حرب بدرفِئَةٌ تُقاتِلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِگروهى كارزار مىكنند در راه خدا كه لشكر پيغمبر بودند سيصد و سيزده تن و هفتاد و هفت تن مهاجرين و دويست و سى و شش تن انصارىوَ أُخْرى كافِرَةٌو گروهى ناگرويده به خدا كه لشكر ابو جهل بودند نهصد و پنجاه تنيَرَوْنَهُمْمىديدند مسلمانان ايشان را يعنى لشكر كفار رامِثْلَيْهِمْدو برابر خودرَأْيَ الْعَيْنِديدنى آشكارا اگرچه ايشان سه برابر مؤمنان بودند اما خداى تعالى وعده كرده بود كه يكى از مؤمنان را بر دو تن از كافران غالب گردانم مائة صابرة يغلبوا مائتين درين محل كفار را دو برابر ايشان بديشان نمود تا بوعده الهى مستظهر شده رو بحرب آرند و بر دشمن غلبه كنند و علامت مذكوره اين بود كه اندك بر بسيار غالب آمدند و در اخبار آمده است كه در ميدان حرب مؤمنان را اندك به چشم كافران درآورد تا بر جنگ دلير شدند و در اثناى حرب مؤمنان را ضعف لشكر ايشان بديشان نمود تا از خوف مغلوب و منكوب شدند و برين تقدير فاعل يرون كافران باشند و ضمير هم راجع به مؤمنان و علامت صحت نبوت اين بودوَ اللَّهُ يُؤَيِّدُو خدا قوّت دهدبِنَصْرِهِ مَنْ يَشاءُبه يارى كردن خود هرك را خواهدإِنَّ فِي ذلِكَبه درستى كه در تقليل كثير و تكثير قليللَعِبْرَةًهرآئينه اعتبارى هستلِأُولِي الْأَبْصارِمر خداوندان بينائيها را مراد بينائى دل است كه بصيرت گويندزُيِّنَ لِلنَّاسِزينت داده شده يعنى آراسته شده است براى مشركانحُبُّ الشَّهَواتِدوستى آرزوهاى نفس مراد مشتهيات است و زينتدهنده حق تعالى بود كه خالق افعال و دواعى اوست و تزئين جهت امتحان بندگان باشد و گفتهاند مزين شيطانست كه مىآرايد در چشم حسّ ايشان اين مشتهيات رامِنَ النِّساءِاز زنان كه بدترين دام شيطان ايشانندوَ الْبَنِينَو پسران كه محبوب طباع والديناندوَ الْقَناطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِو قنطارهاى گرد بر گرد نهاده يا دفين ساختهمِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِاز زر و سيم قنطار هشت هزار مثقال زر است يا هشت هزار مثقال نقره يا به پرى پوست گاوى دينار و درموَ الْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِو ديگر اسپان علامتدار مراد آن نشان اسپ است كه عيب و هنر او ظاهر مىگرداند چون مطلق اليمين و اغر محجّل و امثال آن و گفتهاند مسومه اسپ آراسته است با تمام خلقت يا راهوار يا فربه يا ابلق كه ميل عرب بدان بيشتر بودهوَ الْأَنْعامِو ديگر چهارپايان از شتر و گاو و گوسفندوَ الْحَرْثِو كشتزار يا زمينها براى زرعذلِكَاينكه ياد كرده شد و در نظر كفّار آراسته گشته استمَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْياچيزيست كه برخوردارى پابند از آن در زندگانى دنياوَ اللَّهُو خدا كه معبود به حق استعِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِنزديك اوست نيكوهاى بازگشت حسن المآب جز قرب رب الارباب متصور نيست بيتاى دل از درگاه جانان رخ متاب * زندگى خواهى به جانان اقترابچند گردى كوه و صحرا در هوس * پيش او آى انه حسن المآب