3 / 5
هر آئينه خدا پوشيده نه مىشود به روى چيزى در زمين و نه در آسمان ( 5 )
3 / 6
او آنست كه صورت مىبندد شما را در رحم چنانچه خواهد نيست هيچ معبود بجز او غالب استوار كار ( 6 )
3 / 7
او آنست كه فرودآورد بر تو كتاب بعضى از ان آيتهائى واضحست آن جمله اصل كتابست و بعضى ديگر محتمل معانى با هم مشتبه پس اما كسانى كه در دل ايشان كجيست پيروى مىكنند آن را كه مانند يكديگر شده از ان كتاب براى طلب فتنه و براى طلب مراد آن و نمىداند مراد آن مگر خدا و ثابت قدمان در علم مىگويند ايمان آورديم به اين متشابه اين همه از نزديك پروردگار ماست و پندپذير نمىشوند مگر خداوندان خرد ( 7 )
شرح
إِنَّ اللَّهَبه درستى كه كه خدالا يَخْفى عَلَيْهِ شَيْءٌپوشيده نمىماند برو چيزى از كائناتفِي الْأَرْضِ وَ لا فِي السَّماءِدر زمين و نه در آسمان بلكه علم الهى محيط است بجميع معلومات و موجودات و علم عيسى به بعضى از مغيبات حاصل بوده و آن نيز بتعليم حق بود پس به چنان علم ناقص مستدل نتوان شد به ربوبيت اوهُوَآن خدائى كه علم او محيط است به همه موجوداتالَّذِي يُصَوِّرُكُمْآن كسست كه تصوير مىكند شما رافِي الْأَرْحامِدر رحمهاى مادران شماكَيْفَ يَشاءُبهر نوع كه مىخواهد دراز و كوتاه و ذكر و انثى و سياه و سفيد و ناقص و كامل و زشت و زيبا سعيد و شقى و قدرت عيسى برين وجه نبوده بلكه در رحم مادر تصوير بافته مصوّر مصوّر خود نتواند بود زيرا كه مصوّر مخلوقست و مخلوق محتاج به خالق و محتاجى خدا را نشايد و خالق همه اللّهستلا إِلهَ إِلَّا هُوَتكرير جهت تقرير وحدانيتست على رغم الف انصارى كه بثالث ثلاثه قائلاندالْعَزِيزُبىهمتا و بىمانندالْحَكِيمُداناى محكمكارهُوَ الَّذِي أَنْزَلَاوست آنكه فروفرستادعَلَيْكَ الْكِتابَبر تو قرآن رامِنْهُبعضى اين كتابآياتٌ مُحْكَماتٌنشانهاى روشنست و آيتهاى مفصل و مبين كه در لفظ و معنى آن هيچ اشكال نباشدهُنَّآن آيات محكمهأُمُّ الْكِتابِاصل و معظم قرآنستوَ أُخَرُو آيتهاى ديگرمُتَشابِهاتٌماننداند به يكديگر در ظاهر و ادراك معنى آن بىتامل دست نمىدهد بعضى برانند كه محكم آنست كه متحمل يك وجه بيش نباشد و متشابه آنكه احتمال وجوه دارد و شيخ ابو المنصور ماتريدى رح فرموده كه عقل بيان محكم مىداند و در متشابه بىمدد نقل دخل كردن نمىتواند و گفتهاند متشابه حروف مقطعهاند كه يهود و نصارى از روى حساب جمل بدان بر مدّت دولت اسلام استدلال مىكردند و چون فاتحه هر سوره از مقطعات غير مكرره در حساب تفاوت بسيار مىداشت چنانچه در الم هفتاد و يكست و المص صد و شصت و يك و الرا دويست و سى و يك است و المر دويست و هفتاد و يك و آنچه طلب مىكردند بر ايشان مشتبه گفتند ما بدين ايمان نداريم حق سبحانه فرمودفَأَمَّا الَّذِينَپس اما آن كسانى كه از جهت تقليد و تعصبفِي قُلُوبِهِمْدر دلهاى ايشانزَيْغٌكجى و تباهى است يا شك در سخن الهىفَيَتَّبِعُونَپس پيروى مىنمايندما تَشابَهَآن چيزى را كه لفظ او متشابه و معنى او مشكلستمِنْهُاز كتابابْتِغاءَ الْفِتْنَةِبراى طلب كردن فتنه كه شركست يا تكذيب قرآن يا تلبيس بر جهال چنانچه يهود گفتند اين حسابهاى مختلف بر ما مشتبه است و غرض آن بود كه جاهلان قوم خود را در شك اندازندوَ ابْتِغاءَ تَأْوِيلِهِو ديگر اتباع متشابهات مىكنند به جهت طلب تاويل آن بر وفق مدعى و متمناى خودوَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُو نمىداند تاويل آنچه متشابه استإِلَّا اللَّهُمگر خدائى كه آن را فروفرستاده امام سجاوندى رح فرمود كه بمذهب اهل سنت و جماعت اينجا وقف لازمست يعنى بر الا اللّه وقف بايد كرد تا راسخان علم كه بعد ازين مذكور مىشوند در دانستن تاويل داخل نگردند چه به حقيقت جز حق سبحانه بتاويل .