40 / 49
و گويند آنان كه در آتشاند نگاهبانان دوزخ را دعا كنيد بجناب پروردگار خويش تا سبك گرداند از ما حصّه يكروزه از عذاب ( 49 )
40 / 50
گويند نگاهبانان آيا نمىآمدند بشما پيغامبران شما با معجزها گفتند آرى نگاهبانان گويند پس دعا كنيد و نيست دعا كافران مگر در تباهى ( 50 )
40 / 51
هر آئينه ما نصرت دهيم پيغامبران خويش را و آنان را كه ايمان آوردند در زندگانى دنيا و نيز روزى كه قائم شوند گواهان ( 51 )
40 / 52
روز كه سود ندهد ستمكاران را عذر آوردن ايشان و ايشان راست لعنت و ايشانراست عقوبت آن سراى ( 52 )
40 / 53
و هر آئينه داديم موسى را هدايت و وارث كتاب ساختيم بنى اسرائيل را ( 53 )
40 / 54
براى راه نمودن و پند دادن خداوندان خرد را ( 54 )
شرح
وَ قالَ الَّذِينَو گويند آنان كهفِي النَّارِدر آتشاند بعد از آنكه نوميد شوند از يكديگرلِخَزَنَةِ جَهَنَّمَمر خازنان دوزخ را كه براى ماادْعُوا رَبَّكُمْبخوانيد پروردگار خود رايُخَفِّفْ عَنَّاتا سبك كند و بردارد از مايَوْماًبه مقدار روزى از روزهاى دنيامِنَ الْعَذابِاز عذاب چيزى را تا استراحت كنيمقالُواگويند خزنه جهنّم ايشان را كه در دنياأَ وَ لَمْ تَكُ تَأْتِيكُمْآيا نبود كه آمدند بشمارُسُلُكُمْپيغمبران فرستاده بشمابِالْبَيِّناتِبه حجتهاى روشن و هويدا و شما را به خداى دعوت كردندقالُوا بَلىگويند آرى آمدند ولى ما تكذيب ايشان كرديمقالُواگويند خازنان كه چون حال بدين منوال استفَادْعُواپس شما بخوانيد خداى را و تخفيف عذاب طلبيد كه ما را دستورى نيست براى امثال شما دعا كردن پس ايشان دعا كنند و به اجابت مقرون نگرددوَ ما دُعاءُ الْكافِرِينَو نيست دعاى ناگرويدگانإِلَّا فِي ضَلالٍمگر در بطلان و ضائع شدن و به اجابت نارسيدنإِنَّا لَنَنْصُرُبه درستى كه ما يارى مىدهيمرُسُلَناپيغمبران خود راوَ الَّذِينَ آمَنُواو آنان كه گرويدهاندفِي الْحَياةِ الدُّنْيادر زندگانى دنيا يعنى هم درين سراى نصرت مىكنيم باهلاك دشمنان ايشان و نجات ايشان با متابعان و اگر كشته گردند بانتقام از قاتلان ايشان چنانچه بانتقام قتل يحيى على نبينا و عليه السلام هفتاد هزار كس كشته شدندوَ يَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهادُو يارى خواهيم كرد ايشان را روزى كه قائم شوند گواهان يعنى جمعى كه اقامت شهادت كنند بر مردمان و آنها انبياء ع باشند و ملائكه و امت مصطفى صلّى اللّه عليه و سلّميَوْمَ لا يَنْفَعُ الظَّالِمِينَروز كه سود نكند ستمكاران رامَعْذِرَتُهُمْعذر آوردن ايشان زيرا كه معذرت در ان روز باطل است و محل قبول نداردوَ لَهُمُ اللَّعْنَةُو مر ايشان راست دورى از رحمت خداىوَ لَهُمْ سُوءُ الدَّارِو مر ايشان را است سراى بد يعنى جهنّموَ لَقَدْ آتَيْناو به درستى كه ما داديممُوسَى الْهُدىموسى ع بن عمران را راه نمودن يا آنچه به آن راهيافته شوند از معجزات و صحف شرائعوَ أَوْرَثْناو ميراث داديمبَنِي إِسْرائِيلَ الْكِتابَبنى اسرائيل را توريت يعنى باقى گذاشتيم در ميان ايشان توريت راهُدىًبه بركت آن راه يابند يا راهنمايندهوَ ذِكْرى لِأُولِي الْأَلْبابِو پنددهنده مر خداوندان عقول سليمه را .