40 / 22
اين عقوبت بسبب آن بود كه مىآمدند به ايشان پيغامبران ايشان به نشانها پس كافر شدند پس گرفتار كرد ايشان را خدا هر آئينه خدا توانا سخت عقوبت است ( 22 )
40 / 23
و هر آئينه فرستاديم موسى را به نشانهاى خويش و به حجت ظاهر ( 23 )
40 / 24
بسوى فرعون و هامان و قارون پس گفتند جادوگر است دروغگوى ( 24 )
40 / 25
پس چون آمد بديشان به پيغام راست از نزديك ما گفتند بكشيد فرزندان آنان كه ايمان آوردند همراه او و زنده گذاريد دختران ايشان را و نيست حيلهسازى كافران مگر در تباهى ( 25 )
شرح
ذلِكَآن گرفتنبِأَنَّهُمْ كانَتْ تَأْتِيهِمْبه سبب آن بود كه آمدند بديشانرُسُلُهُمْپيغامبران ايشانبِالْبَيِّناتِبه دلائلهاى روشن و معجزهاى هويدافَكَفَرُواپس كافر شدند بدان و انكار كردند مر آن رافَأَخَذَهُمُ اللَّهُپس بگرفت ايشان را خداى تعالى و معاقب گردانيدإِنَّهُ قَوِيٌّبه درستى كه خداى تعالى توانا است و متمكن در هر چه خواهدشَدِيدُ الْعِقابِسخت عقوبت بر اهل شركوَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسىو به درستى كه ما فرستاديم موسى ع رابِآياتِنابمعجزات ما كه آيات تسع بودوَ سُلْطانٍ مُبِينٍو حجتى هويدا گفتهاند مراد عصا است و افراد او بذكر جهت تفخيم و تعظيم است يا آيات دعوت است به حق سبحانه و سلطان مبين معجزه او يعنى به دعوت و حجت فرستاديم او راإِلى فِرْعَوْنَبسوى فرعون كه اعظم عمالقه مصر بود و دعوى ربوبيت مىكردوَ هامانَو بهامان كه وزير او بودوَ قارُونَو بقارون كه مقرب و مشير او بود و ايشان را به حق دعوت نموده اظهار معجزه فرمود ايشان تكذيب و انكار كردندفَقالُواپس گفتندساحِرٌجادوگر است كه خارق عادت بما مىنمايد از روى سحركَذَّابٌدروغگوئى است در آنكه مىگويد كه خداى هست و من رسول اويمفَلَمَّا جاءَهُمْ بِالْحَقِّچون آمد بديشان پيغام راست و درستمِنْ عِنْدِنااز نزديك ماقالُوا اقْتُلُواگفتند بكشيدأَبْناءَ الَّذِينَ آمَنُواپسران آنان كه گرويدهاندمَعَهُبموسى يعنى فرعونيان قبل از ولادت موسى ع فرزندان بنى اسرائيل را مىكشتند و بعد از ولادت او دست بازداشته بودند چون موسى ع بيامد و دعوى نبوت كرد باز امراى فرعون گفتند پسران بنى اسرائيل را بقتل آريد تا دلهاى ايشان بشكند و موسى ع را يارى ندهندوَ اسْتَحْيُوا نِساءَهُمْو زنده بگذاريد دختران ايشان را تا خدمت زنان قبطى كنند ايشان اين كيد كردندوَ ما كَيْدُ الْكافِرِينَو نيست مكر ناگرويدگان به نسبت انبياء و مؤمنانإِلَّا فِي ضَلالٍمگر در بيراهى و بيهودگى يعنى از پيش نرود و بال آن هم بديشان بازگردد پس فرعون درباره موسى ع با خواص خود مشورت كرد و گفت او را مىبايد كشت گفتند كه مبادا او سحر كرده باشد بر كشنده خود و از ان خللى به تو رسد يا آنكه مردم گويند كه فرعون با او معارضه نتوانست كرد و او را بقتل رسانيد صلاح در آن است كه ساحران را طلبيم تا به او معارض شوند فرعون را اين سخن مقبول افتاد و مىدانست كه او پيغمبر است از قتل او مىترسيد اما نزد ايشان اظهار تجلّد كرد .