تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1055

مساهمون:

ص١٠٥٥
40 / 33 روز كه روى بگردانيد پشت داده نبود شما را از خدا هيچ نگاهدارنده و هركرا گمراه سازد خدا پس نيست او را هيچ راه نماينده ( 33 ) 40 / 34 و هر آئينه آمده بود پيش ازين بشما يوسف به نشان‌ها پس هميشه در شك بوديد از آنچه آورده بود پيش شما را تا وقتى كه بمرد گفتيد نخواهد فرستاد خدا بعد از وى پيغامبرى را همچنين گمراه مىكند خدا هر كرا كه هست او از حد درگذرنده شك‌آرنده گمراه مىكند ( 34 ) 40 / 35 آنان را كه مكابره مىكنند در آيات خدا به غير حجتى كه آمده باشد پيش ايشان سخت ناپسند شد اين مكابرهء ايشان نزديك خدا و نزديك آنان كه ايمان آوردند همچنين مهرى نهد خدا بر هر دل متكبّر سركش ( 35 )
شرح
يَوْمَ تُوَلُّونَروز كه برگردانيده شويد از موقف حساب و برويدمُدْبِرِينَبازگشتگان از آنجا بسوى دوزخما لَكُمْنباشد شما رامِنَ اللَّهِاز عذاب خداى تعالىمِنْ عاصِمٍهيچ نگاهدارنده تواند شما را و پناه خود گرفتنوَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُو هرك را فروگذارد خداى تعالى در ضلالتفَما لَهُپس نيست مر او رامِنْ هادٍهيچ راه نماينده كه به منزل مراد رساندوَ لَقَدْ جاءَكُمْ يُوسُفُبه درستى كه آمد بشما يوسف بن يعقوب عليه السلاممِنْ قَبْلُپيش از موسى عليه السلامبِالْبَيِّناتِبه حجتهاى هويدا و گفته‌اند كه فرعون موسى عليه السّلام همان فرعون زمان يوسف عليه السّلام بود و يوسف عليه السلام اسپ قيمتى كه او را بود بمرد به دعاى يوسف عليه السلام خدا زنده گردانيد فرعون بوى ايمان آورد و چون يوسف عليه السلام درگذشت فرعون از دين برگشت و تا زمان موسى عليه السلام عمر يافت پس مؤمن گفت كه يوسف ع پيش ازين آمد بشما معجزات روشن كه احياى فرس بود و شهادت طفل بر برائت او و بعضى گفته‌اند فرعون زمان موسى عليه السلام از اولاد فرعون زمان يوسف عليه السلام بود و خدا يوسف بن ابراهيم بن يوسف بن يعقوب عليه السلام را به رسالت بوى فرستاد و بيست سال در ميان ايشان بود معجزات بديشان نمود و به دو نگرديدند پس مؤمن آل فرعون از ان خبر داد كه يوسف عليه السلام بشما آمدفَما زِلْتُمْپس همواره بوديدفِي شَكٍّدر شك و گمانمِمَّا جاءَكُمْ بِهِاز آنچه آورده بود بشما از امر دينحَتَّى إِذا هَلَكَتا آنگاه كه او درگذشتقُلْتُمْ لَنْ يَبْعَثَ اللَّهُگفتيد برنخواهدانگيخت هرگز خداى تعالىمِنْ بَعْدِهِاز پس اورَسُولًايعنى چون سخن اين رسول ص نشنيديم ديگرى نخواهد آمد از ترس آنكه قول او نيز رد كنيمكَذلِكَهمچنينيُضِلُّ اللَّهُگمراه سازد خداى تعالى در بوادى طغيانمَنْ هُوَ مُسْرِفٌهر كه او از حد تجاوزكننده است در انكارمُرْتابٌشك‌دارنده در آنچه معجزه ثابت شود پس صفت اهل اسراف و ارتياب مىفرمايدالَّذِينَ يُجادِلُونَآنان كه جدال مىكنند با انبياء عليه السلامفِي آياتِ اللَّهِدر ابطال آيتهاى خداى تعالى و دفع آنبِغَيْرِ سُلْطانٍ أَتاهُمْبه غير از حجتى و برهانى كه آمده بديشانكَبُرَبزرگ است جدال ايشانمَقْتاًاز جهت بغضعِنْدَ اللَّهِنزديك خداى تعالىوَ عِنْدَ الَّذِينَ آمَنُواو نزديك آنان كه گرويده‌اند يعنى خداى سخت دشمن مىدارد جدال ايشان را و مؤمنان نيز دشمن آنانندكَذلِكَهمچنينيَطْبَعُ اللَّهُمهرى نهد خداىعَلى كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍبر هر دل شخصى متكبر كه سر كشد از فرمانبردارىجَبَّارٍخودكامه كه خود را از ديگران برتر داند پس در اثناى مواعظ حزقيل فرعون انديشه كرد كه ناگاه سخن او در مستمعان اثر كند وزير خود را طلبيد و خود را و مردم را به چيزى ديگر مشغول گردانند .