38 / 45
و ياد كن بندگان ما ابراهيم و اسحاق و يعقوب را خداوندگان دستها و چشمها ( 45 )
38 / 46
هر آئينه ما يكروى ساختيم ايشان را براى خصلتى پاك كه ياد كردن آخرت است ( 46 )
38 / 47
و هر آئينه ايشان نزديك ما از برگزيدگان نيكان بودند ( 47 )
38 / 48
و ياد كن اسماعيل و اليسع و ذا الكفل را و هر يكى از نيكان بود ( 48 )
38 / 49
اين قرآن پندى هست و هر آئينه پرهيزگاران را نيكى بازگشت است ( 49 )
38 / 50
بوستانهاى دائم است گشاده كرده براى ايشان دروازهها ( 50 )
38 / 51
تكيهكنان در آنجا مىطلبند آنجا ميوه بسيار را و شراب را ( 51 )
38 / 52
و نزديك ايشان باشند زنان فرودآرنده چشم هم عمر با يكديگر ( 52 )
شرح
وَ اذْكُرْ عِبادَناو ياد كن بندگان ما راإِبْراهِيمَابراهيم راوَ إِسْحاقَو پسر او اسحاق ع راوَ يَعْقُوبَو نبيره وى يعقوب ع راأُولِي الْأَيْدِيخداوندان دستهاوَ الْأَبْصارِو ديدها مراد اعمال شريفه و علوم نافعه است تعبير كرد بدست از عمل كه اكثر آن به مباشرت ايدى باشد و بديده از معارف كه اقواى مبادى آن ابصارست يا مراد از ايدى قوت در طاعت است و از ابصار بصيرت در دينإِنَّا أَخْلَصْناهُمْبه درستى كه ما خالص گردانيديم ايشان رابِخالِصَةٍبخصلتى پاك از شوائب معايب يا نعمتى خالص از لوث مثالب كه آنذِكْرَى الدَّارِياد كردن سراى آخرت است چه مطمح نظر انبياء عليهم السلام جز بفوز لقاى حضرت كبريا نيست و آن در آخرت ميسر مىشودوَ إِنَّهُمْ *و به درستى كه اين پيغمبران ععِنْدَنانزديك مالَمِنَ الْمُصْطَفَيْنَ الْأَخْيارِاز جمله برگزيدگان و نيكانندوَ اذْكُرْ إِسْماعِيلَو ياد كن اسماعيل ذبيح ع راوَ الْيَسَعَو اليسع بن اخطوب را كه خليفه الياس عليه السلام بود و به آخر خلعت پيغمبرى يافتوَ ذَا الْكِفْلِو خداوند پايندانى را كه بشر بن العيف بوده و صد پيغمبر را كه از قتل مىگريختند كفيل شده و در تبيان گفته كه او پسر ايوب ع است و بعد از پدر مبعوث شده بقومى از شام و خدا او را ذو الكفل نام نهاد و بعضى او را همان اليسع دانند كه از الياس ع متكفل شد كه بامر دين قيام نمايد و برين تقدير عطف او بر اليسع از قبيل عطف صفت باشد بر موصوفوَ كُلٌّو همه اين نام بردگان بودندمِنَ الْأَخْيارِاز برگزيدگان خلقهذااين خبر انبياء عذِكْرٌيادكردنيست ترا كه محمدى ص و قوم تراوَ إِنَّ لِلْمُتَّقِينَو به درستى كه مر پرهيزگاران رالَحُسْنَ مَآبٍنيكوئى بازگشتنى است و آن بازگشتنىجَنَّاتِ عَدْنٍبوستانهاى اقامت استمُفَتَّحَةًدر حالتى كه گشاده باشدلَهُمُ الْأَبْوابُبراى ايشان درهاى آن بوستانمُتَّكِئِينَايشان تكيهزدگان باشند بر آن تختهافِيهادر ان باغها چنانچه متنعمان براى راحتيَدْعُونَمىخواهند و مىخوانندفِيهادر ان بوستانهابِفاكِهَةٍ كَثِيرَةٍميوه بسيار را چه تفكر براى تلذذ است و تغذى به جهت تحلل و آنجا تحليل نباشد پس از مطاعم بفواكه ميل بيشتر كنندوَ شَرابٍو ديگر خواهند آشاميدنى بسياروَ عِنْدَهُمْو نزديك ايشان باشندقاصِراتُ الطَّرْفِكوتاه چشمان يعنى زنانى كه از غير شوهر چشم بازگيرندأَتْرابٌهمزادان يعنى همه ايشان در يك سن و گفتهاند تمام زنان بهشت در سن مساوى ازواج باشند كه مجموعه سى و سهساله و بعضى برانند كه مراد از اتراب آن است كه همه زنان مساوى باشند در حسن يعنى هيچ يك را بر ديگرى فضل نبود در ان تا طبع بفاضله كشد و از مفضوله منصرف گردد .