تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن مجيد مترجم مع تفسير حسينى ( فارسى ) — صفحة 1023

مساهمون:

ص١٠٢٣
38 / 62 و گفتند اهل دوزخ چيست ما را كه نمىبينيم مردانى را كه مىشمرديم ايشان را از بدان ( 62 ) 38 / 63 آيا مسخره مىگرفتيم ايشان را آيا برگشته است از ايشان ديدها ( 63 ) 38 / 64 هر آئينه اين راست است مراد ازان خصومت كردن اهل دوزخ است با يكديگر ( 64 ) 38 / 65 بگو جز اين نيست كه من ترساننده‌ام و نيست هيچ معبود مگر خدا يگانه با قوّت ( 65 ) 38 / 66 پروردگار آسمانها و زمين و آنچه ميان اينها است غالب آمرزگار ( 66 ) 38 / 67 بگو اين خبرى بزرگ است ( 67 ) 38 / 68 شما از وى روىگرداننده‌ايد ( 68 ) 38 / 69 نيست مرا هيچ دانش به حال اين جماعت بلندقدر از فرشتگان چون با يكديگر جواب سؤال مىكنند ( 69 ) 38 / 70 وحى فرستاده نمىشود بسوى من مگر آنكه من ترسانندهء آشكارم ( 70 )
شرح
وَ قالُواو گويند صناديد قريشما لَناچيست ما را كه امروزلا نَرىنمىبينيمرِجالًا كُنَّا نَعُدُّهُمْمردانى را كه بوديم ما كه مىشمرديم ايشان را در دنيامِنَ الْأَشْرارِاز بدان و مردودان در موضح آورده كه چون كفار قريش در دوزخ نگرند و فقراى مسلمانان چون عمار و صهيب و خبّاب و بلال رض را نه‌بينند گويندأَتَّخَذْناهُمْاستفهام براى تقرير است يعنى آيا ما ايشان را فراگرفتيمسِخْرِيًّامهزو بهم و با ايشان استهزا و سخريه كرديم ايشان را به دوزخ درنياورده‌اندأَمْ زاغَتْيا در آورده‌اند و ميل كرده استعَنْهُمُ الْأَبْصارُاز ايشان چشمهاى ما يعنى نمىبينيم ايشان را در آثار آمده كه حق سبحانه و تعالى آن گروه فقراء را بر غرفات بهشت جلوه دهد تا كفار ببينند و حسرت ايشان بيفزايدإِنَّ ذلِكَبه درستى آنچه حكايت كرديم از دوزخيانلَحَقٌّهر آئينه راست و درست است و آنستتَخاصُمُ أَهْلِ النَّارِجنگ و جدال اهل نار و ماجراى ايشانقُلْبگو اى محمد ص مشركان مكه راإِنَّما أَنَاجز اين نيست كه منمُنْذِرٌبيم‌كننده و ترساننده‌ام از عذاب خداى عز و جلّوَ ما مِنْ إِلهٍو نيست هيچ خداى براى پرستشإِلَّا اللَّهُ الْواحِدُمگر خداى عزّ و جلّ يگانه كه ذات او شركت قبول نكند و كثرت را به وحدت او راه نباشدالْقَهَّارُقهركننده كه بناى آمال را بقواصف آجال درهم شكند يا شركت متوهم و كثرت بىاعتبار را كه فى نفس الامر وجود ندارد در نظر عارفان مضمحل و متلاشى سازد نظمغيرتش غير در جهان نگذاشت * وحدتش رسم اين و آن برداشتگم شود جمله ظلمت پندار * نزد انوار واحد قهاررَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِآفريدگار آسمانها و زمينهاوَ ما بَيْنَهُمَاو آنچه ميان ايشان استالْعَزِيزُخداوندى كه غالب بود در عذاب كردنالْغَفَّارُآمرزگارى كه باك ندارد از آمرزيدنقُلْ هُوَبگو اى محمد ص آنچه گفتم مر شما را و بيم كردم از عقوبت روز قيامتنَبَأٌ عَظِيمٌخبرى بزرگ استأَنْتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَشما از ان روىگردانيدگانيد از غايت غفلت يا نبوت من شانى بزرگ دارد و شما از ان اعراض مىنمائيد آخر در نگريد اگر من نبى نبودمى و وحى به من نيامدىما كانَ لِينبودى مرامِنْ عِلْمٍهيچ دانشىبِالْمَلَإِ الْأَعْلىبه گروهى برتر يعنى ملائكهإِذْ يَخْتَصِمُونَآنگاه كه گفت و شنود مىكردند در شان آدم عليه السلامأَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ قالَ إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَپس بر نبوت من روشن‌تر ازين دليل نيست كه قصّه آدم و ملائكه عليهم السلام بيان مىكنم بر وجهى كه در كتب متقدمه مذكورست بىمطالعه كتابى و بىسماع از استادىإِنْ يُوحىوحى كرده نمىشودإِلَيَّبسوى منإِلَّا أَنَّما أَنَامگر آنكه جز اين نيست كه مننَذِيرٌ مُبِينٌبيم‌كننده‌ام آشكارا يا هويداكننده موجبات عذاب را .