37 / 122
هر آئينه ايشان از بندگان گرويدهاند ( 122 )
37 / 123
و هر آئينه الياس از فرستادگان بود ( 123 )
37 / 124
چون گفت بقوم خود آيا پرهيزگارى نمىكنيد ( 124 )
37 / 125
آيا پرستش مىكنيد بعل را ( و بعل نام بتى است ) و ترك مىكنيد نيكوترين آفرينندگان را ، ترك مىكنيد ( 125 )
37 / 126
خدا را پروردگار شما و پروردگار پدران نخستين شما ( 126 )
37 / 127
پس دروغى پنداشتند او را پس هر آئينه آن جماعه حاضركردگانند ( 127 )
37 / 128
مگر بندگان خالص كردهء خدا ( 128 )
37 / 129
و گذاشتيم بر الياس ثناء نيك در پسينيان ( 129 )
37 / 130
سلام باد بر الياس ( 130 )
37 / 131
هر آئينه همچنين جزا مىدهيم نيكوكاران را ( 131 )
شرح
إِنَّهُمابه درستى كه موسى ع و هارون عمِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنِينَاز بندگان گرويدگان مااندوَ إِنَّ إِلْياسَبه درستى كه الياس بن ياسين بن بشير بن الفنحاص بن الغيرار بن هارون علَمِنَ الْمُرْسَلِينَاز جمله فرستادگان است به دعوت خلقإِذْ قالَياد كن آن را كه گفتلِقَوْمِهِمر گروه خود راأَ لا تَتَّقُونَآيا نمىترسيد از عذاب الهىأَ تَدْعُونَآيا مىپرستيدبَعْلًابعل را به خداى و آن بتى بود كه بيست گز بالا و چهار روى داشت و بك نام زمينى است از شام و چون بعل درو بود آنجا را بعلبك گويند و بدين اسم مشهور شده القصه الياس ع گفت مىخوانيد بعل راوَ تَذَرُونَو مىگذاريدأَحْسَنَ الْخالِقِينَعبادت نيكوترين آفريدگاران را مراد از خالقين مصوراننداللَّهَ رَبَّكُمْخداى پروردگار شما استوَ رَبَّ آبائِكُمُ الْأَوَّلِينَو پروردگار پدران پيشين شما است پس او را پرستيد و به او شرك مياريد حق سبحانه و تعالى الياس عليه السلام را باهل بعلبك فرستاد و ايشان ملكى داشتند احب نام در اول مسلمان بوده و در آخر به اغواى زن خود از اهل بتپرستان شد و الياس عليه السلام دعا فرمود تا سه سال بقحط مبتلا شدند و بالياس عليه السلام رجوع نموده عذر تدارك خلل خود درخواستند الياس عليه السلام فرمود كه ايمان بايد آورد و يگانگى حق اقرار بايد كرد ايشان متأمل شدند الياس عليه السلام گفت اگر مىخواهيد كه بطلان و حقيت دين من و شما هويدا گردد بيائيد تا من خداى خود را بخوانم و شما بتان خود را بخوانيد هر كدام كه دعاى ايشان اجابت نمايد سزاوار پرستيدن باشد ايشان بدين رضا داده بت خود را بياراستند و ستايش بسيار كرده ازو باران طلبيدند اثر اجابت ظاهر نشد و الياس عليه السلام دعا فرمود فى الحال باران آمد و قوم او در انكار افزودندفَكَذَّبُوهُپس تكذيب كردند او رافَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَپس به درستى كه ايشان هر آئينه حاضركردهشدگانند در دوزخإِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَمگر بندگان خداى تعالى پاككردهشدگان از شائبه شرك و نفاق آوردهاند كه الياس ع ملول شده از خداى درخواست كه قبل از نزول عذاب او را از ميان قوم بيرون برد فرمان رسيد كه در فلان روز در فلان موضع رود و هر چه به دو ظاهر گردد برو سوار شود الياس عليه السلام در زمان معين به مكان مقرر رفت صورت شيرى يا اسپى از آتش پيش وى آمد بر ان سوار شد و اليسع ع را خليفه خود ساخت حق سبحانه او را پروبال داده شهوت طعام و شراب و وقاع ازو سلب كرده با فرشتگان پرواز داد و در صفت او آمد هم انسى است و هم ملكى و هم ارضى و هم سماوى و او موكلست بر بيابانها چنانچه خضر به درياها و در عرفات با يكديگر ملاقات مىفرمايند و در رمضان با هم در بيت المقدس افطار مىكنند و جمعى از صلحاى امت ايشان را مىبينندوَ تَرَكْناو بگذاشتيمعَلَيْهِبر الياس عليه السلامفِي الْآخِرِينَدر ميان پسينيان ثنا و درود فراوان يا آن گذاشتيم كه گويندسَلامٌ عَلى إِلْياسِينَسلام بر الياس و گفتهاند الياسين هم نام اوست چنانچه ميكال و ميكائيل و سينا و سينينإِنَّا كَذلِكَبه درستى كه ما همچنيننَجْزِي الْمُحْسِنِينَجزا مىدهيم نيكوكاران را -