واجب است اين است كه به آنچه خدا خواسته است راضى باشيم ، و به قضاى او تسليم شويم ، پس اگر خدا به ما چيزى را عطا كرد كه كمال مطلوب نيست ، اصرار براى به دست آوردن آن خطا است ، چه ، ممكن است كه خدا به سبب اصرار ما آن را به ما بدهد ولى براى ما مايهء زيان باشد .
پس از جملهء سنتهاى خدا براى هلاك كردن اقوام و ملتها ، گشودن درهاى رحمت به روى ايشان و تدبيرى براى هلاك كردن آنان است ، و نيز چنين است براى افراد انسان ، پس اگر ديدى كه انواع نعمت به وفور از هر سو براى تو مىرسد ، بيدار و بر حذر باش ، بدان جهت كه اين نعمتها گاه براى آزمودن تو مىرسد و خدا مىخواهد اراده و قدرت تو را براى مقاومت بيازمايد ، و ارادهء آن كرده است كه همهء روزى تو را يكباره تحويلت دهد تا هيچ بهرهاى در آخرت نداشته باشى ، و بنا بر اين بر انسان لازم است كه در بهرهبردارى از زينت دنيا معتدل و حكيم باشد ، و در آن مبالغه نورزد ، و از خدا نخواهد كه همهء آنها را يكباره به او ببخشد .
از سوى ديگر ، واجب است كه علاقهء انسان به نعمتهاى زندگى علاقهء شكر و سپاسگزارى بوده باشد و نه علاقهء ناسپاسى و كفران نعمت ، و علاقهء زكات و پاكيزگى و نه طغيان و گردنكشى .
/ 466 علاقهء شكر عبارت است از : علاقهء محافظت كردن اسباب و عواملى است كه به رسيدن نعمت مىانجامد ، پس چون به انقلابى بپردازى و در آن پيروز شوى و به سلطه دست يا بى ، در آن بينديش كه چه عاملى از عوامل بشرى و معنوى سبب رسيدن تو به اين سلطه و قدرت شده است ، و چون آن را يافتى بايد به محافظت از آنها بپردازى و در اين صورت است كه سپاسگزار نعمت خدا محسوب مىشوى ، اما اگر در حفظ آنها نكوشى كافرى ، و آن كس كه به پاسدارى اسباب و عوامل دست يافتن به نعمت نكوشد ، نعمت او را ترك مىكند و شايد هرگز به او بازنگردد ؛ اما علاقهء كفر فروگذاشتن آن عوامل است . و علاقهء زكات نيز چنين است كه در قرآن به معنى انفاق است و در لغت به معنى پاكيزگى و رشد و نمو است ، زيرا كه هر انفاق و بخشش به معنى نمو است ، و ماهيچههاى بدن آدمى نمو نمىكند مگر اين كه آنها
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 463
مساهمون: احمد آرام
ص٤٦٣