تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 465

مساهمون:

ص٤٦٥
كس كه مىداند مرگ حق است ، چگونه شادى مىكند ، در شگفتم از آن كس كه به قدر مؤمن است چگونه اندوهگين مىشود ، در شگفتم كه آن كه آتش را به ياد دارد چگونه مىخندد ، در شگفتم كه آن كس كه دنيا و تصرف اهل دنيا را در آن لحظه به لحظه مىبيند ، چگونه به آن اطمينان پيدا مىكند » . « 4 » اين آيه و آيهء پيش از آن دليلى بر اين انديشه مهم به شمار مىروند كه : خداوند سبحانه و تعالى انسان را به خاطر پدر و مادرش گرامى مىدارد ، و چون شخص عملى صالح انجام دهد و خدا او را مورد اكرام قرار دهد ، تنها به خاطر خودش نيست بلكه براى فرزندانش نيز هست ، و بسيارى از حكمتهاى حوادث در زندگى كه پيش مىآيد و طبيعت آن را نمىتوانيم بازشناسيم ، تنها مربوط به خود شخص نيست ، بلكه مربوط به كسى ديگر است ، پس بسا هست كه گرامى داشتن مريم صديقه و رشد پيدا كردن وى از خردسالى با تربيتى پاك و پاكيزه به خاطر مادرش بوده باشد كه او را از آن هنگام كه در زهدان وى جاى داشت وقف بر خدمت به خدا كرد ، و عيسى ( ع ) به سبب مادر صديقه‌اش مورد اكرام قرار گرفت ، و بسيارى از مردمان مصلح و شايسته بوده‌اند از خردسالى نشانه‌هايى از شجاعت و هوشمندى به خاطر پدران يا مادرانشان در آنان مشاهده مىشده است . و در حديث العياشى از صادق ( عليه السلام ) چنين روايت كرده است : « خدا فرزند مؤمن را تا هزار سال حفظ مىكند ، و دو پسر بودند كه ميان آنان و پدر و مادرشان هفتصد سال فاصله بود ، و گفت : خداوند متعال به سبب صالح بودن مرد ، فرزند او و فرزند فرزند او را صالح قرار مىدهد و او را در خانگكها و خانگكهاى اطراف محفوظ نگاه مىدارد زيرا كه از اوامر الهى سرباز نپيچيده‌اند » . « 5 » / 468 اين تكريم شخص را براى پرداختن به عمل شجاعت مىبخشد ، حتى اگر چنان فكر كنى كه در زندگى خود از آن نتيجه‌اى به دست نخواهى آورد ، ولى ، اگر
هامش
( 4 ) - تفسير الصافى ، ج 3 ، ص 257 . ( 5 ) - همان منبع .