تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 425

مساهمون:

ص٤٢٥
سبب رسيدن شخص به بهره‌هاى معنوى نيز مىشود ، چون نمازگزاردن و تسبيح گفتن و ذكر و جز آن . گونهء دوم : آن كه آدمى پاداش آن را در دنيا نيز مىبيند ، همچون اين كه بنيانگذار تمدنى شود ، چه تمدنها و آبادانيها ساخته‌هاى بشرى ماندگار است ، پس آنچه مىخورى و مىآشامى تمدن نيست ، اما آنچه بنا مىكنى و مىسازى جزئى از تمدن و آبادانى است ، و آنچه مىدانى و مىشناسى از تمدن نيست ، ولى آنچه از دانشها كه مىگويى يا مىنويسى ، از مكاسب و دستاوردهاى حضارى و تمدنى است ، و به تعبير ديگر : از ذخيره‌هاى تمدنى براى آينده . تمدن به دست كسانى آغاز مىشود و رشد مىكند و باقى مىماند كه دربارهء آينده مىانديشند و اعمال صالح را براى آن ذخيره مىكنند ، راهسازى مىكنند ، و به آبادانى شهرها مىپردازند ، و كارخانه‌ها مىسازند ، و . . . و . . . كه باقى مىماند و آيندگان از آن بهره‌مند مىشوند . امت و ملتى كه بيشتر آنچه را كه به دست مىآورد به مصرف مىرساند ، و بيشتر آنچه را كه مىسازد ويران مىكند ، و بيش از آن كه به اصلاح بپردازد به فساد مىپردازد ، / 425 تمدنى ندارد و سرنوشت آن فراموش شدن است . اما جامعه‌اى كه عمل مىكند و براى آنچه باقى مىماند بيش از آن مىكوشد كه براى آنچه نابود مىشود ، و بيش از آنچه مصرف مىكند به توليد مىپردازد ، و در نتيجه آنچه را كه فاسد است اصلاح مىكند ، مجتمعى تمدن ساز و حامى تمدن شمرده مىشود . نظر قرآن به آينده بر دو گونه است : نظرى به آينده در زندگى دنيا ، و نظرى به آينده در آخرت ، و حديث شريف مىگويد « براى دنيايت چنان بكوش و تلاش كن كه گويى تا ابد زنده خواهى ماند ، و براى آخرتت چنان كه گويى فردا رخت از جهان برخواهى بست » كه اشاره به اين مفهوم دارد كه : براى آيندهء دنيوى و آيندهء اخروى هر دو بايد به عمل و تلاش بپردازى .