نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ
- آن ( قرآن ) را روح الامين بر قلب تو فرود آورد تا از بيم دهندگان بوده باشى » . ( 193 / الشعراء ) .
پس روح كيست و از كجا مىآيد و چه كس او را روانه مىسازد ؟
وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي
- و از تو دربارهء روح پرسش مىكنند ، بگو : روح آفريدهء به فرمان پروردگار من است . » اين روح ، فرشتهاى از فرشتگان خدا و آفريدهء او است ، و همو است كه در شب قدر فرود مىآيد و پروردگارمان مىگويد :
تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيها
- فرشتگان و روح در آن ( شب ) فرود مىآيند » و همو است كه خدا به وسيله او پيامبران را به راهشان هدايت مىكند و از جبرييل و ميكاييل بزرگتر است ، و بدين گونه در احاديث از او سخن رفته و بعضى از آنها چنين افزودهاند :
« هفتاد هزار چهره دارد ، هر چهره هفتاد هزار زبان كه با همهء آنها به تسبيح خدا مىپردازد » . « 25 » بعضى از مفسران بر آنند كه مقصود از روح در اين جا روح آدمى و موجودات زنده است ، ولى سياق نشان مىدهد كه منظور از آن همان روح القدس است ، مگر نه آن است كه سخن پيوسته دربارهء قرآن است و آن را روح الامين نازل كرده بوده است ، آرى نمىتوانيم مقصود از روح را روان انسان و همهء زندگانى بدانيم ، چه حتى ارواح فرشتگان نيز زندگى را از آن روح اقتباس مىكنند ، و روح واسطهاى ميان انسان و زندگى است ، و عقل سايهاى از سايههاى روح است ، و روح واسطهاى ميان آدمى و زندگى و علم بشرى جزئى از علم روح يعنى اين فرشتهء بزرگ است ، و بدين گونه حديثهاى روايت شدهء از مصادر وحى در معنى روح متفاوت شده ، و در آن صورت كه بعضى از آنها را مىبينيم كه در فرشتهء بزرگ بودن آن تأكيد مىكنند ، بعضى ديگر آن را روح انسان مىشمارند ، و واقع امر آن است كه اين هر دو معنى از منبع نور واحدى سرچشمه مىگيرند ، پس بياييد تا با هم به خواندن بعضى از اين نصوص بپردازيم :
هامش
( 25 ) - رجوع كنيد به كتاب نور الثقلين ، ج 3 ، ص 215 - 219 .