مردمان در اين قرآن از هر گونه مثل ( براى عبرت گرفتن آنان ) پراكنده ساختهايم . » يكى از معجزات قرآن اين است كه دربارهء همه چيز با ما سخن مىگويد ، و براى ما در هر مورد مثل مىزند ، و به همين جهت قرآن راهنما و قانونگذارى واقعى و برنامهاى درست است كه واضع آن دانندهء غيبها است و هيچ چيز در آسمانها و زمين بر او پوشيده نيست .
/ 303
فَأَبى أَكْثَرُ النَّاسِ إِلَّا كُفُوراً
- پس بيشتر مردمان از پذيرفتن آن خوددارى ورزيدند و به عملى جز كفر ورزيدن به آن نپرداختند . » پس به جاى شكرگزارى نسبت به اين نعمت به آن كافر شدند . براى چه ؟
بدان سبب كه مبنا و مقياس مردم براى ارزيابى قرآن مقياسى مادى خالص است ، و چنان مىپندارند كه قرآن مىبايستى با مقدارى طلا و پيمانههايى نقره ، و پهنههايى از ملك و زمين توزين شود ، و روش انديشيدن ايشان منحرف است .
سخن ناتوانان و عاجزان
[ 90 ]
وَ قالُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى تَفْجُرَ لَنا مِنَ الْأَرْضِ يَنْبُوعاً
- و گفتند كه : ما به تو ايمان نمىآوريم مگر آن گاه كه براى ما از زمين يك چشمهء آب بيرون آورى . » مخالفان به آن آغاز مىكنند كه انديشههاى حق به جانب بودن خويش را عرضه دارند ، و شرطهاى سخت خود را نوميدانه براى رهايى يافتن از قبول مسئوليتهاى ايمان آوردن به رسالت پيشنهاد كنند ، پس به جاى آن كه از مسئوليتهاى رسالت و برنامههاى آن در زندگى پرسش كنند ، از رسول چنان خواستند كه چشمهء آبى براى آنان به معجزه در زمين خشك پديد آورد ؛ آيا چشمهء آب در مقابل برنامهء زندگى و نظم بخشيدن به رفتار و مجتمع و اجتماع چه ارزشى مىتواند داشته باشد ؟ ! [ 91 ]
أَوْ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٌ مِنْ نَخِيلٍ وَ عِنَبٍ فَتُفَجِّرَ الْأَنْهارَ خِلالَها تَفْجِيراً
- يا آن كه صاحب باغى از درختان خرما و انگور شوى كه خود نهرهاى آبى را از زمين بيرون آورده و در ميان درختان روانه كردهاى . »