تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس تفسير سوره حمد ، جهاد اكبر يا مبارزه با نفس ( نامه هاى اخلاقى - عرفانى ) ( موسوعة الإمام الخميني 50 ) ( فارسى ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
« لا فَرْقَ بَيْنَكَ وَبَيْنَها إلّاأَنَّهُمْ عِبادُكَ وَخَلْقُكَ فَتْقُها وَرَتْقُها بِيَدِكَ » « 1 » . اين از باب ضيق تعبير است كه نمىتوانند تعبير بكنند . از اين جهت با اين‌طور تعبيراتى كه به كتاب و سنت نزديكتر است ، از اين تعبيراتى كه ديگران مىكنند ، [ افاده مىكنند ] . اما نه اين كه شما خيال كنيد كه يك نفر آدم پيدا بشود ، آن هم چه اشخاصى ! خوب ، ما معاصر بوديم با اشخاصى كه مىشناختيمشان از نزديك ، مىديديم چه جور اشخاصى هستند ، اين‌ها مىآمدند اين‌طور باشند ؟ ! آن اشخاصى كه در همهء علم‌ها به آن دقّت نظر و به آن كمال بودند ، اين‌طور تعبير مىكردند ، « جلوه » تعبير مىكردند . در دعاى سمات است « طلعتك » « 2 » تعبير كرده است . جلوه ، طلعت ، نور از اين [ امور ] ، « بنور وجهك الذي . . . » ، « بإسمك . . . » . صلح بكنيد ! عرض كردم من نمىخواهم بگويم همه [ درست گفته‌اند ] ، من مىخواهم بگويم اين‌طور نيست كه همه را ما [ رد كنيم ] چنان‌چه من وقتى تأييد مىكنم از روحانيون ، نه اين كه مىخواهم بگويم كه روحانيون همه اين‌طورند . من اشكالم اين است كه همه را رد نكنيد ، نه اين كه همه را قبول كنيد ، همه را رد نكنيد . اين جا هم همين است حرفم كه گمان نكنيد هر كس يك مطلب عرفانى گفت ، يك حرف عرفانى زد او كافر است . ببينيد كه چه مىگويد . اول آدم بفهمد مطلبى كه اين آدم مىگويد چيست ؛ بعد از اين كه فهميد چيست ، آن وقت گمان ندارم كه بعد از اين كه بفهمد چيست [ انكار كند او را ] . اين همان قضيهء انگور و عنب و اوزوم است ، همان قضيه است ، شما از آن تعبير مىكنيد به كذا ، و يكى عليت و
هامش
( 1 ) - « فرقى بين تو و آن‌ها ( نشانه‌هاى تو ) نيست مگر آن كه آنان بندگان و آفريدگان تو هستندو ادارهء امور آن‌ها به دست توست » . ( اقبال الأعمال ، ص 145 ، « از دعاهاى ماه رجب » ) ( 2 ) - « وَبِطَلْعَتِكَ في ساعير » . ( مصباح المتهجّد ، ص 300 )