معلوليت مىگويد ، ديگرى سببيت و مسببيت مىگويد و آن [ ديگر ] ظهور و مظهر مىگويد و اينها . وقتى هم مىرسند به آن جايى كه ما چطور تعبير كنيم از يك موجودى كه همه جا هست و هيچيك از اين اشيا هم نيست ، يك وقت مىبينيد كه مىگويد : « عَلِيُّ يَدُ اللَّهِ ، عَلِيُّ عَيْنُ اللَّهِ » .
ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى
، آن كه با تو تعهّد كرد با خدا تعهّد كرد ،
يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ
« 1 » . امّا آيا اين « فوق » معنايش اين است كه اين طور [ دستى روى دست ] قرار بگيرد يا « فوق » معنوى است ، فوقى است كه تعبير ندارد ، فوقى است كه نمىتوانيم يك تعبيرى از آن بكنيم كه حقّ تعبير باشد ؟
همانطور كه خداى تبارك و تعالى اجلِّ از اين است كه مخلوط [ با ] شىء يا مربوط به شىء به اين معانى باشد ، اجلِّ از اين است كه ما حتى جلوهاش را هم [ بتوانيم ] بفهميم چطورى است . حتى جلوهاش هم مجهول است پيش ما . اما ما ايمان داريم به اين كه چنين مسائلى هست ، ردّش نمىكنيم . و ما اميدواريم كه وقتى اعتقاد به اين داشته باشيم كه چنين مسائلى هست ، چنين چيزهايى هست [ انكار نكنيم ] ، اين كه در كتاب و سنت واقع شده است يك واقعيتى است . آن جايى كه راجع به جلوهء حق و خلق ، نسبت به خلق مىگويد ، تجلّى مىگويد و ظهور
وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ
« 2 » و اين ظاهراً در سورهء حديد است .
در روايت وارد شده است كه شش آيهء اول سورهء حديد مال كسانى است كه در آخرالزمان مىآيند ، آنها مىفهمند « 3 » ؛ و در آن واقع شده است كيفيت خلقت
هامش
( 1 ) - « دست خدا بالاى دستهاى آنهاست » . ( الفتح ( 48 ) : 10 )
( 2 ) - الحديد ( 57 ) : 3 .
( 3 ) - ر . ك : الكافى ، ج 1 ، ص 91 ، « كتاب التوحيد » ، « باب النسبة » ، حديث 3 .