[
تعبيرات قرآن و روايات از ربط بين حق و خلق
] اين ربط ما بين حق و خلق از مسائلى است كه تصوّرش از تصديقش مشكلتر است ؛ تصديقش مىشود كرد ، اگر آدم تصوّر كند . ما چطور تصوّر بكنيم كه يك موجودى هيچ جا از او غايب نباشد ، چنين نباشد كه يك جا نباشد ؟ باطن اشيا هست ، ظاهر اشيا هست و همه معلولش هستند ، اما تعبير بخواهيم بكنيم از يك چنين اثر و مؤثرى . در باطن اشيا هست ، در ظاهر اشيا هست ، لا يَخْلُو مِنْهُ شَيْءٌ :
هيچ جا نيست كه خالى باشد از او ، چطور تعبير كنند كه بتوانند آن مطلب را افاده كنند ؟ و هرچه تعبير كنند نمىشود ، جز اين كه آنهايى كه اهلش هستند دعا كنند ، اينطور دعايى كه در مناجات شعبانيه است .
بنابراين اختلافى نيست كه يك دسته ، يك دستهاى را تكفير كند ، يك دسته ، دستهاى را تجهيل كند ، چرا اختلاف ؟ شما هم اگر بخواهيد اين معنا را تعبير كنيد چطور تعبير مىكنيد ؟ بفهميد آنها چه مىگويند ! بفهميد درد دل اين آدمى كه تعبير نمىتواند بكند الّا به اين كه يك چنين تعبيراتى بكند [ چيست ! ] يك وقت هم كه در قلبش آنطور نور واقع مىشود مىگويد كه همه چيز اوست ، همه اوست . شما هم در دعايتان هست كه « عَلِيٌّ عَيْنُ اللَّهِ » ، يعنى چه ؟ « أُذُنُ اللَّهِ » ، « عَيْنُ اللَّهِ » [ و ] « يَدُ اللَّهِ » « 1 » كه معروف هم هست ، يعنى چه « يد اللَّه » ؟ اين همان تعبيرى است كه آنها مىگويند . در روايات شما هم هست كه صدقه كه مىدهيد
هامش
( 1 ) - سَمِعْتُ أميرالمؤمنينَ عليه السلام يَقُولُ : « أنا عَيْنُ اللَّهِ وَأنا يَدُ اللَّهِ وَأنا جَنْبُ اللَّهِ وَأنا بابُ اللَّهِ » ؛ هاشم بن ابى عماره گويد : « از اميرالمؤمنين شنيدم كه مىفرمود : منم چشم خدا ، منم دست خدا ، منم جنب خدا ، منم درب خدا » . ( الكافي ، ج 1 ، ص 145 ، « كتاب التوحيد » ، « باب النوادر » ، حديث 8 )