به دست فقير ، به دست خدا مىرسد « 1 » . در قرآنتان هم داريد كه
وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى
، اين يعنى چه ؟ يعنى خدا آمد اينطور كرد ؟ اين همان معناى واحدى است كه همهء شما مىگوييد .
لكن آن بيچارهاى كه مطلب دستش است مىبيند نمىتواند اينطورى بگويد ، مىبيند اينطور خلاف است ، وقتى اينطور نتوانست بگويد ، آنطور تعبير مىكند و آنطور تعبيرات [ مىآورد ] . بگرديد در دعا و مخصوصاً در ادعيه زياد است ، قرآن و دعا پر از اين حرفهايى است كه آنها مىگويند ، چرا بايد ما سوء ظن پيدا بكنيم به اشخاصى كه چنين تعبيراتى كردند .
بفهميد او كه اينطور تعبير كرده چه غرضى از اين تعبير داشته ، چه مرضى داشته است كه اينطور تعبير بكند ؟ درد اين آدم چه بوده است كه دست برداشته از آن تعبيراتى كه عامّهء مردم مىكنند . خوب اين آدم هم مطلع هست كه چه مىشود ، معذلك از آن حرفش دست برنداشته ، براى اين كه حقيقت را فدا نكرده براى خودش ، خودش را فداى حقيقت كرده [ است . ] اگر هم ما بفهميم حرف او را ، ما هم همان تعبير را مىكنيم چنانچه قرآن هم همان تعبير را كرده ، ائمه هم همان تعبير را كردهاند . و مطلب هم اين نيست كه آنها اگر بخواهند بگويند « اين حق است » ، بخواهند بگويند واقعاً اين خداست . هيچ آدم عاقلى اين را نمىگويد ، اما مىبيند كه ظهورى است كه هيچ نحو تعبيرى ندارد كه بشود به آن يك طور جدا [ يى فهماند . ] در يكى از ادعيه هم راجع به اوليا مىفرمايد :
هامش
( 1 ) - قال ابوعبداللَّه عليه السلام : « . . . وَهُوَ تَقَعُ في يَدِ الرَبِّ تَبارَكَ وتَعالى قَبْلَ انْ تَقَعَ في يَدِ الْعَبْدِ » ؛ « صدقه در دست پروردگار تبارك و تعالى قرار مىگيرد پيش از آن كه در دست بنده قرار گيرد » . ( الكافي ، ج 4 ، ص 3 ، « كتاب الزكاة » ، « باب صدقة الليل » ، حديث 5 )