قَلْبِي
« 1 » هم غير آن مسائلى است كه انبيا داشتند . اين مرتبهاى است و قدم مشاهده فوق اينهاست ؛ كه مشاهدهء جمال حق تعالى :
تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ
براى موسى تجلّى كرده است .
ميقاتى كه براى حضرت موسى بوده است ، اول سى روز و بعد چهل روز و بعد هم آن مسائلى كه واقع شده است . بعد از آن كه از منزل شعيب پدر زنش بيرون آمد و با بچههايش راه افتاد به عايلهاش مىگويد :
إِنِّي آنَسْتُ ناراً
. اين نار را كه او ادراك كرده بود ، بچههايش و زنش اصلًا نمىديدند . [ گفت ] : بروم آن جا
لَعَلِّي آتِيكُمْ مِنْها بِقَبَسٍ
« 2 » : [ شايد ] از اين نار يك جلوهاى بياورم . وقتى كه نزديك شد ، ندا آمد
إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ
همان نارى كه در شجر بود ، از او ندا آمد :
إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ
. قدم مشاهده يعنى آن كه آن كور با عصا رفت و آن عارف به قلبش رساند موسى مشاهده كرد .
اينها حرفهايى است كه ما مىگوييم و شما هم مىشنويد و لكن مسائل فوق اينهاست .
إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ
نورى كه در شجر بود ، آن نور را كسى نمىتوانست ببيند ، به جز خود حضرت موسى كسى نمىتوانست ببيند ، چنانكه وحىاى كه وارد مىشد به رسول اللَّه كى مىتوانست بفهمد كه چيست ؟
وحى چيست ؟ و اصل وحى چيست ؟ و قرآن كه نازل مىشود به قلب رسول اللَّه ، چطور همهاش يك دفعه نازل مىشود به قلب رسول اللَّه .
قرآن اگر همين است كه سى جزوِ اينطورى است كه نمىشود يك دفعه وارد بشود به قلب ، آن هم اين قلبهاى معمولى . [ لكن ] قلب يك باب ديگر است و
هامش
( 1 ) - « تا قلب من به آن آرام گيرد » . ( البقرة ( 2 ) : 260 )
( 2 ) - طه ( 20 ) : 10 .