همه ( له الأسماء الحسنى ) تمام اسماى حسنى در تمام صفات حق تعالى هست ، چون بهطور مطلق است . بهطور مطلق كه شد ، اينطور نيست كه حدودى در كار باشد كه اسم و مسمّا و اسم ديگر و اسم ديگر [ باشد ] ، اينها نيست . مثل اسمايى كه ما مىگذاريم روى يك چيزى با اعتبارات مختلف ، نور ، ظهور ، نور و ظهور اينطور نيست كه به يك جهت نور باشد به يك جهت ظهور باشد ؛ ظهور هم عين نور است نور هم عين ظهور . البته باز مثال ناقص است .
وجودِ مطلق كمال مطلق است ، كمال مطلق همه چيزِ مطلق است ، همهء اوصاف است بهطور اطلاق ؛ بهطورى كه هيچ نمىتوانيم از آن جدايى فرض كنيم .
[
برترى مراتب ايمان و مشاهده
] اين به حسب قدم برهان است ، برهان اينطور مىگويد . مىگويند : يكى از عرفا هم گفته است كه من هر جا رفتم اين كور هم با عصا آمد « 1 » . مقصودش از كور ابوعلى بوده ، شيخ الرئيس « 2 » بوده . مقصودش اين است كه آنهايى كه من يافتم ، او ادراك برهانى كرده [ است ] ؛ او كور است ولى عصا زده ، عصاى برهان زده و آمده [ است ] آن جايى كه من به قدم مشاهده رسيدهام . ادعا اين است ، به قدم
هامش
( 1 ) - گويندهء سخن ، ابو سعيد ابوالخير بوده است . ر . ك : أسرار التوحيد في مقامات الشيخأبي سعيد ، ص 248 .
( 2 ) - حسين بن عبداللَّه ابن سينا ( م 428 ق ) مشهور به « ابوعلى سينا » و « شيخالرئيس » ازبزرگان حكماى اسلامى است كه به تمامى علوم زمان خود آشنا و مسلط بوده و كتابهاى فراوانى در زمينههاى مختلف تأليف كرده است ، مانند : الإشارات و التنبيهات ، الشفاء ، النجاة من الغرق فى بحر الضلالات ، المبدأ و المعاد ، القانون . ر . ك : ريحانة الأدب ، ج 7 ، ص 581 .