عن ابن شهاب ، قال : قلت لسعيد بن المسيّب : هل أنت مخبري كيف كان قتل عثمان ؟
وما كان شأن النّاس وشأنه ؟ ولِمَ خذله أصحاب محمّد ( ص ) ؟ قال : قتل عثمان مظلوماً ، ومن قتله كان ظالماً ، ومن خذله كان معذراً ، فقلت : وكيف كان ذلك ؟ قال : لمّا ولي كره ولايته نفر من أصحاب رسول اللَّه ( ص ) ، لأنّ عثمان كان يُحِبُّ قومه ، فولي اثنتي عشرة حجّة ، وكان كثيراً ما يولي بني اميّة ممّن لم يكن له مع رسول اللَّه ( ص ) ، وكان يجيء من أمرائه ما يكره أصحاب رسول اللَّه ( ص ) صحبة ، وكان يستغاث عليهم فلا يغيثهم .
فلمّا كان في السّتّة الحجج الأواخر استأثر بني عمّه فولّاهم وأمرهم ، وولّى عبداللَّه بن سعد بن أبي سرح مصر فشكا منه أهل مصر ، وكان من قبل ذلك من عثمان هنات إلى
هامش
مدينه همه مىدانند كه شما ملعون وبه زبان محمد نفرين شده هستيد . گناه خود را محو وخطا را با صواب زايل كنيد . »
محمد بن مسلمه برخاست وگفت : « من هم شهادت مىدهم كه چنين است . »
حكيم بن جبله اورا كشيد ونشاند . زيد بن ثابت هم برخاست كه محمد بن ابىقتيره اورا منع كرد ونشاند . مردم تماماً شوريدند . وهواخواهان عثمان را سنگباران كردند واز مسجد بيرون راندند . عثمان را هم سنگسار كردند تا از منبر درحال اغما افتاد . أو را كشيدند وبه خانه بردند .
جمعى از أهل مدينه هم خود را آمادهء مرگ كرده به حمايت عثمان كمر بستند . يكى از آنها سعد بن ابىوقاص بود . همچنين حسين بن علي وزيد بن ثابت وأبو هريرة . عثمان به آنها پيغام وقسم داد كه برگردند وپراكنده شوند . آنها هم منصرف شدند . على وطلحه وزبير هم رسيدند ، وبه عيادت عثمان ( سنگسار شده ) وبر بستر افتاده پرداختند ، واز وضع شكايت كردند . در آن هنگام جماعتى از بنى أمية ( خويشان أو ) نزد عثمان بودند كه مروان بن حكم يكى از آنها بود . آنها به على گفتند : « تو ما را دچار هلاك نمودى وچنين وچنان كردى . اگر به آرزوى خود برسى ، روزگار هم با تو چنين خواهد كرد . »
على خشمگين شد وبا جماعت خود از آن خانه بيرون رفت وهر يكى از آنها به خانهء خود برگشتند . عثمان در مدت هجوم مخالفين ، سى بار در مسجد به امامت آنها نماز خواند ، كه بعد از آن ، أو را از پيشنمازى منع كردند وپشت پيشوا وفرماندهء خود نماز خواندند . غافقى ( پيشواى مصرى ) پيشنماز عموم مصريان وكوفيان وبصريان شده بود وهمه به امامت أو تن داده بودند .
أهل مدينه هم همه به باغ ها وخانهء خود پناه بردند .
هيچ كس از آنها داخل محفل ومجمع نشده وهر كه براي كارى از خانه خارج مىشد ، با شمشير مسلح بود كه از شخص خود دفاع كند . مدت محاصره هم چهل روز به طول كشيد . هر كه هم با مهاجمين ستيز مىكرد با سلاح مقابله مىشد .
خليلي ، ترجمهء كامل ، 3 / 267 - 271