هامش
أهل مدينه به اتفاق على نزد آنها رفتند ، وعلى پرسيد : « چه شد كه شما بعد از رفتن دوباره برگشتيد ؟ »
گفتند : « براي ما نامه با پست رسيد ، كه اگر برگرديم كشته خواهيم شد . ما ناگزير هجوم آورديم . »
طلحه هم نزد أهل كوفه رفت وعلت برگشت را پرسيد . همچنين زبير نزد أهل بصره رفت واز آنها تحقيق كرد . ( گويا اشتباه شده وهر يكى از آن دو نزد هواخواهان خود رفته بود كه زبير نزد كوفيان وطلحه نزد أهل بصره ) . آنها مانند گفتهء اهالى مصر عذر آوردند . هر يكى از سه لشگر ( مصر وكوفه وبصره ) مىگفتند : « ما برادران خود را يارى مىكنيم . » ( مقصود أهل شهر ديگر )
انگار همه با هم متحد ويكسان وداراى يك عقيدة ويك رأى بودند ، ووعدهء اجتماع آنها يك روز معين بود .
على پرسيد : « اى أهل كوفه وأهل بصره ! شما چگونه آگاه شديد كه أهل مصر ، مدينه را قصد كرده وچنين تصميمى دارند ، وحال اين كه شما چند مرحله را طي كرده وبازگشته بوديد ؟ به خدا سوگند اين تصميم همگانى ، يك توطئه ويك تدبير شبانه بود كه از همه در يك شب ابرام شده . »
آنها گفتند : « هر چه مىخواهيد بگوييد وهر نحو كه تصور مىكنيد بكنيد ( باكى نداريم ) . ما به اين مرد ( عثمان ) ، ديگر احتياج نداريم وأو بايد كنار برود . »
اين تصميم را داشتند ، درحالى كه عثمان پيشنماز بوده وآنها به أو اقتدا مىكردند . وآنها در نظر عثمان ، از خاك خوارتر بودند . آنها هم مانع اجتماع مردم مدينه مىشدند ( مسلط شده ونمىگذاشتند مردم آمادهء دفاع از عثمان بشوند ) .
عثمان هم به مردم شهرستانها نامههايى مىنوشت واز آنها استمداد مىجست وبه آنها دستور دفاع از خود مىداد ، وبر تصميم مخالفين آگاه مىنمود . اهالى شهرستانها هم بر مركب تندرو وكندرو وشترهاى سريع السير سوار شده ، براي حمايت عثمان شتاب مىكردند . معاوية هم حبيب بن مسلمهء فهرى ( با عده ) را روانه كرد . عبداللَّه بن سعد هم معاوية بن حديج را فرستاد . از كوفه هم قعقاع بن عمرو ( پهلوان مشهور عرب ) شتاب كرد . در كوفه جمعى برخاستند كه به يارى أهل مدينه ( مدافعين عثمان ) دعوت واصرار مىكردند ، عقبةبن عامر وعبداللَّه بن ابىاوفى وحنظله كاتب وجماعتى ديگر از آنها كه از ياران پيغمبر بودند . همچنين تابعين ( اتباع ياران ) كه مسروق واسود وشريح وعبداللَّهبن عكيم از آنها بودند . در بصره هم جماعتى از ياران به طرفدارى عثمان برخاستند كه عمرانبن حصين وانسبن مالك وهشامبن عامر وكسان ديگر از أصحاب ، وكعببن اسود وهرمبن حيان وديگران از تابعين بودند . در شام هم جمعى از ياران وتابعين به حمايت عثمان قيام كردند ، همچنين مصر .
چون نخستين جمعهء بعد از هجوم آنها به مدينه آغاز شد ، عثمان از خانهء خود بيرون رفت ونماز به امامت آنها خواند . وبعد بر منبر فراز گشت وگفت : « اى مردم ! ( اى اينها ) اللَّه اللَّه . به خدا سوگند ، أهل