تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه علامه شريف رضى ( فارسى ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ
است ، يعنى اى پيغمبر وقتى زنانتان را رها كرديد معلوم است كه آن خطاب به خود پيغمبر است و زنانتان را رها كرديد ، خطاب به امت است و بعضىها گفته‌اند اينجا « من » به معنى « فى » است يعنى : اى پيغمبر تو همراه اين شك كنندگان مباش و بر شك آنها صبر مكن و بر اعتقاد زشتشان قرار مگير ، چنان كه از قول جناب يونس نقل مىكند :
سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ
كه مراد اين است كه من همراه ظالمان بودم و نزديك و مخلوط با ظالمان بودم نه آنكه از جملهء آنها بودم . آيهء يازدهم
وَ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِقِنْطارٍ يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ وَ مِنْهُمْ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِدِينارٍ لا يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ
سؤال اينست كه تنها يهود نيستند كه در ميان آنها امين و خائن وجود دارد ، بلكه هر قوم و ملتى چنين است ، پس فايدهء اختصاص به قوم يهود چيست ؟ جواب اينست كه چون مسلمين گمان مىكردند همهء قوم يهود خائن مىباشند ، خداوند براى دفع شبههء آنها و بيان حقيقت فرمود : در ميان يهود هم امين پيدا مىشود و جواب ديگر اين كه مقصود از اهل كتاب ، يهود و نصارى مىباشند و ايمن در ميان نصارى و خائن در ميان يهود است و كلمهء اهل كتاب هر دو دسته را شامل مىشود . آيهء دوازدهم
وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً
سؤال اينست كه تسليم با اكراه چگونه ممكن است ؟ و جواب اينست كه همهء موجودات از ملك و شيطان و انس و جن محتاج او هستند . ملائكه و مؤمنين طوعا و شياطين و كفار كرها ايمان دارند چنان كه شيطان مىگويد :
قالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنِي إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ *
چون ربّ مىگويد و تقاضا مىكند ، تسليم است و محتاج و چون سجدهء نكرد كرها است و جبرا و سيد رضى دو جواب ديگر هم نقل مىكند . آيهء سيزدهم
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بَعْدَ إِيمانِهِمْ ثُمَّ ازْدادُوا كُفْراً لَنْ تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ
. سؤال شده است كه شما مىگوئيد : قبول توبه بر خدا واجبست و اين آيه نفى مىكند . جواب اينست كه قبول هر توبه‌اى بر خداوند لازم نيست ، بلكه توبه شرائطى دارد و توبه جامع شرايط قبولش لازم است ، چنانچه مىفرمايد :
تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً
و نيز توبه هنگام احتضار و معاينهء مرگ ، قبول نيست ، بدليل آيهء
وَ لَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئاتِ حَتَّى إِذا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ إِنِّي تُبْتُ الْآنَ
. آيهء چهاردهم
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ ماتُوا وَ هُمْ كُفَّارٌ فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْ أَحَدِهِمْ مِلْءُ الْأَرْضِ ذَهَباً وَ لَوِ افْتَدى بِهِ
. سؤال اينست كه حرف ( و ) زائد است و چرا آمده است ؟ جواب اينست كه چنان كه مبرّد مىگويد : در قرآن حرف زائدى نيست و نبايد باشد . زياد و كم در شعر براى توازن قافيه
يادنامه علامه شريف رضى ( فارسى ) — صفحة 64 | سيد ابراهيم سيد علوى