تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه علامه شريف رضى ( فارسى ) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢
دوست خود بگيرد ؟ و جواب مىدهد كه در اينجا « مستثنى منه » غير از « مستثنى » است . در « مستثنى منه » مىگويد : مؤمن بايد مؤمن را ولىّ و دوست خود بگيرد از صميم قلب و واقعا و حقيقة او را دوست داشته باشد ولى نسبت به زمان تقيه مثلا يك مسلمانى بين يك عده كافرى گير كرده و راه خلاص مىطلبد ، در اين مدتى كه گرفتار شده با زبان خودش اظهار توافق با آنها مىكند و اين هم طلبى است كه فقط رخصت داده شده است ، نه اين كه واجب باشد . اين مقدار جواب را ايشان مىدهند ، ولى البته اين موضوع وقتى به عنوان يك مسئلهء شرعى مطرح شود ، نسبت به موقعيت تقيه و ضرورتى كه پيش مىآيد و مقدار تقيه ، بايد به مجتهد و مرجع تقليد رجوع شود . آيهء هفتم :
و ليس الذكر كَالْأُنْثى »
. . . سيد رضى مىفرمايد : در اين آيه توضيح واضحات شده است و گفته شده : پسر مانند دختر نيست . اين را هر كس مىداند سپس جواب مىدهد : اين آيه اگر سخن همسر عمران باشد ، حقيقت اين است كه ايشان به سن يأس رسيده بود و فرزندى نداشت و وقتى كه احساس باردارى كرد ، گفت :
إِنِّي نَذَرْتُ لَكَ ما فِي بَطْنِي مُحَرَّراً »
و نذر كرد كه اگر بچه‌اش به دنيا بيايد و پسر باشد ، او را خادم بيت المقدس كند . وقتى بچّه به دنيا آمد ، ديد كه اين مولودش دختر است و همان كه بعدا حضرت مريم گشت . در آنجا گفت
وَ لَيْسَ الذَّكَرُ كَالْأُنْثى »
. يعنى آن پسرى كه من مىخواستم ، مانند اين دختر كه تو داده‌اى نيست . دختر كه نمىتواند خادم حرم باشد . او ماهى چند روز نمىتواند اصلا در حرم وارد بشود . بعلاوه معاشرتش با مردان ممكن نيست ، پس اين كه مىفرمايد :
وَ لَيْسَ الذَّكَرُ كَالْأُنْثى
از لحاظ صفات ظاهرى و مشخصات جسمى نيست ، زيرا معلوم است كه دختر مانند پسر نيست . از اينجا رفع اشكال توضيح واضحات مىشود و بنا بر اين كه سخن خدا هم باشد ، جوابى ديگر مىدهند كه به آن نمىپردازم . آيهء هشتم
قالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ وَ قَدْ بَلَغَنِيَ الْكِبَرُ وَ امْرَأَتِي عاقِرٌ
. اين آيه از زبان جناب « زكريا » كه خدا به او وعده داده بود : من به تو فرزندى مىدهم نقل مىشود و معنى آيهء شريفه اينست كه زكريا گفت : چگونه من مىتوانم فرزندى داشته باشم ، در صورتى كه پير شده‌ام و همسرم هم به سن يأس رسيده است . اشكال اينست كه : يك پيغمبر خدا چگونه نسبت به وعدهء محقق الهى ، اشكال مىكند . خداوند قبلا به او فرموده و وعده داده بود كه به تو فرزند مىدهم . با وجود اين چگونه مىشود كه پيغمبر خدا شك بكند و در اين مورد ترديدى داشته باشد ؟ ! سيد رضى جواب مىدهد : اين سخن را جناب زكريا از باب استبعاد و تعجب