تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه علامه شريف رضى ( فارسى ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
مىآيد يا در سخن شخصى كه از آوردن سخن بليغ عاجز است ولى بلاغت نزد اهل لسان « لمحهء دالّه و اشاره مقنعه » است و نبايد كوچكترين كلمه و حرفى در آن زياد باشد . سيد رضى اين مطلب را از مبرّد مىپذيرد و آياتى را كه توهّم زياده شده است جواب مىدهد . در اين آيه مىگويد اگر
( لَوِ افْتَدى )
مىفرمود ، تنها صورت فديه دادن كافر يك دنيا را شامل مىشد ولى آمدن ( واو ) تعميم مىدهد فديه و صدقه و ساير صور قربت را و در اينجا به مناسبت نقل مىكند آيهء شريفهء
هذا بَلاغٌ لِلنَّاسِ وَ لِيُنْذَرُوا بِهِ
را و در پاسخ كسى كه گمان كرده است ( و ) زائد است و مىگويد : بلاغ مصدر است و لينذروا هم به تأويل مصدر مىرود و معنى اين گونه مىشود : « هذا بلاغ و انذار » و باز به مناسبت آيهء
فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ
را مطرح مىكند و در پاسخ كسى كه ( ما ) را زائد دانسته مىگويد : ( ما ) تفخيم و تعظيم رحمت را مىفهماند . در حقيقت فرموده است : « فبرحمة عظيمة من اللَّه » چنان كه آيهء شريفهء
فَغَشِيَهُمْ مِنَ الْيَمِّ ما غَشِيَهُمْ
عظمت و تفخيم موج دريا را مىفهماند و اضافه مىكند كه اگر تفخيم مقصود نباشد كلمهء « ما غشيهم » لغو و بى فائده است ، چنان كه اگر كسى قصد تفخيم ندارد و بگويد : اعطيت فلانا ما اعطيت جملهء اخير و آوردن ( ما ) زائد است و باز آيهء
حَتَّى إِذا جاؤُها وَ فُتِحَتْ أَبْوابُها
را مطرح مىكند و مىگويد : ( و ) زائد نيست . زيرا ( فتحت أبوابها ) جواب شرط نيست ، بلكه جواب شرط محذوف است و آن جملهء ( دخلوها ) است ، زيرا جملهء « فتحت ابوابها » دلالت بر اين محذوف دارد و به همين مناسبت آيهء شريفهء
فَلَمَّا ذَهَبُوا بِهِ وَ أَجْمَعُوا أَنْ يَجْعَلُوهُ فِي غَيابَتِ الْجُبِّ وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِ لَتُنَبِّئَنَّهُمْ
را مطرح مىكند و مىگويد : حرف ( و ) در و أوحينا زائد نيست بلكه جملهء « جعلوه هناك » به عنوان جواب شرط محذوف است و همچنين در آيهء
فَلَمَّا أَسْلَما وَ تَلَّهُ لِلْجَبِينِ وَ نادَيْناهُ أَنْ يا إِبْراهِيمُ قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيا
جملهء « أشرف على الذّبح » مثلا در تقدير است . و باز آيهء شريفهء
وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ
را مطرح مىكند و مىگويد : قبل از ( و ) كلمهء « لضروب من العبر » مثلا در تقدير است و ( و ) زائد نيست . آيهء پانزدهم :
إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ
را مطرح مىكند و مىگويد : سؤال اينست كه قبل از خانهء كعبه خانه‌هاى بسيارى بوده كه مردم آن را ساخته بودند ، بلكه اخبار مىگويد : حضرت آدم و فرزندانش براى خود خانه ساخته بودند ، پس چگونه خداوند متعال ، خانهء كعبه را نخستين خانهء ساخته شده مىداند و پاسخ مىدهد كه خانهء كعبه نخستين خانه‌اى است كه براى عبادت ساخته شده و پيش از آن خانه‌اى براى عبادت در روى زمين وجود نداشته است و پاسخ دوم اين كه ( مباركا ) حال است براى ( وضع ) يعنى كعبه نخستين خانهء پر بركت است و بركتش از اين جهت مىباشد كه كسى كه اعمال حج را صحيح انجام دهد