تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه علامه شريف رضى ( فارسى ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
كشتن آنان را مىداد و در آن وقت كسى از ترس حنابله ( ياران بر بهارى ) جرئت نوحه‌خوانى را به طور علنى نداشت . « 29 » لكن در اواسط قرن چهارم ، كه خود بربهارى و قدرتش از ميان رفته بود ، نوحه‌گرها در نوحه‌گرى آزاد بودند ، تنوخى كه خود در آن عصر مىزيسته از نوحه‌گرى به نام ابن صدوق نام برده و داستانى در باره او نقل كرده است . « 30 »

2 - رواج سرودن شعر در بارهء واقعهء كربلا

از هنگامى كه واقعهء كربلا به وقوع پيوست ، شعرا در بارهء آن اشعار بسيارى سرودند و اين امر تا امروز ادامه دارد ، در قرن چهارم و پنجم سرودن شعر در اين باره بسيار وسعت يافته به طورى كه نويسنده كتاب نفيس ادب الطف ، مجلد دوم كتاب خود را به ذكر شاعران اين دو قرن و نمونه‌اى از اشعارشان اختصاص داده و نام ده‌ها شاعر را ذكر كرده است . در آثار همان زمان نيز به شرح حال و نمونه اشعار جمعى از آنان پرداخته شده است در رسائل بديع الزمان همدانى ( متوفى در سال 393 ) قصيده‌اى آمده است كه در آن ، به نيزه كردن سر مطهر امام حسين ( ع ) و زدن چوب به لب و دندان آن حضرت ( ع ) و ديگر ستمگريهاى بنى اميّه ياد شده است « 31 » ثعالبى از مردى به نام ابن كولان ، نام برده كه از شعراى شيعه به حساب مىآمده و سخت به امام حسين ( ع ) علاقه داشته ، وى چهل و نه قصيده در بارهء اهل بيت انشاء نمود و طبق نذرى كه كرده بود به انشاى قصيده پنجاهم پرداخت ، نيم بيت اول را چنين گفت :
بنى احمد يا بنى احمد
« 32 » و بقيه آن را نتوانست بگويد ، پيغمبر ( ص ) را در خواب ديد و آن حضرت او را نزد امير المؤمنين ( ع ) فرستاد ، امير المؤمنين ( ع ) دنبالهء قصيده را به او تلقين نمود :
بكت لكم عمد المسجد
. الى آخره . « 33 » ثعالبى از شاعرى ديگر بنام ابو بكر خالدى ، قصيده‌اى مربوط به واقعهء كربلا ذكر كرده است . « 34 »
هامش
( 29 ) قاضى تنوخى در نشوار المحاضره ج 2 ص 134 چاپ بيروت . ( 30 ) نشوار المحاضرة ج 2 ، ص 230 . ( 31 ) رسائل بديع الزمان ص 50 . ( 32 ) كلمهء احمد چون غير منصرف است نبايد تنوين بگيرد و در حال مجرور بودن بايد مفتوح باشد ، اما براى ضرورت شعر و رعايت قافيه ، تنوين داشتن و مجرور بودن آن اشكالى ندارد . ( 33 ) يتمية الدهر ، ج 4 ص 323 و 324 ، چاپ دمشق . ( 34 ) يتيمة الدهر ، ج 1 ، ص 512 ، چاپ دمشق .