خلافت بنى اميه ) در منبرها به امير المؤمنين عليه السلام ناسزا گفتند ، اما ما در وصى بودن او دچار شكست و ترديد نشديم و در مدت ده و اندى سال ، پيامبرى محمد ( ص ) را دروغ شمردند ، امّا ما ( يعنى مسلمانان واقعى ) در امر نبوت ، او را متهم نساختيم . . .
علويان را از يك وعده خوراك منع ميكنند در حالى كه خراج مصر و اهواز و صدقات حرمين شريفين و حجاز به مصرف خنياگران مىرسد ، اموال خالص و پاكيزهء خراج به دلقكها و مهمانيهاى مربوط به ختنهء اطفال و به سگ بازان و بوزينه داران و . . . منحصر شده است .
رحمت خدا بر شما باد ، بدانيد بنى اميّه كه در قرآن شجرهء ملعونه و پيروان طاغوت ناميده شدهاند ، براى از ميان بردن فضائل وصى پيغمبر ( ص ) كوشش كردند و كسانى را اجير نمودند تا با جعل حديث به پيغمبر ( ص ) دروغ ببندند ليكن نتوانستند حتى يك حديث از احاديث رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله را از ميان ببرند يا آيهاى از كتاب خدا را تحريف نمايند . . .
چه بگويم در بارهء ، قومى كه تربت حسين عليه السّلام را با گاو آهن ، شخم زدند و زائران آن حضرت را نفى بلد كردند . . . خوارزمى آن گاه به ذكر عيوب و رسوايىها و كارهاى زشت خلفاى عباسى پرداخته و بعد از آن ستمگريها و قبايح اعمال بنى اميّه را نوشته و در دنبال آن گفته است كه اين معايب ( يعنى بنى اميّه ) با همهء عظمت و كثرت آن و با زشتى و شنعتى كه دارد ، در جنب معايب بنى العباس ، كوچك و اندك است ، سپس گويد ، پس اگر تشيع در خراسان كساد شد ، در حجاز و حرمين شريفين و شام و عراقين و جزيره « 4 » و دو شهر مرزى « 5 » و بلاد الجبل ، رواج يافت و اگر وزيرى يا اميرى بر ما ستم كرد بر اميرى كه عزل شدنى نيست و بر قاضيى كه همواره از روى عدل حكم ميراند و بر داورى كه رشوه نمىپذيرد و سند مطالبه نمىكند و شاهد نمىطلبد توكل مىكنيم و او را « تعالى شانه » مىستاييم كه زادگاه ما را پاك و اصل ما را پاكيزه قرار داد و از او درخواست مىكنيم ما را به خود وا نگذارد و به مقتضاى اعمالمان ، به حساب ما نرسد و اين كه ما را از . . . خوارزمى در اينجا ، عيوبى را براى بسيارى از فرقهها ذكر كرده و دور بودن از آن عيوب را از خداوند طلب كرده است . . . « 6 »
مراكز شيعه
در آن زمانها كه اكثر مردم سرزمينهاى اسلامى پيرو يكى از مذاهب تسنن بوده
هامش
( 4 ) مقصود از جزيره در اينجا اراضى ميان دجله و فرات ، در شمال عراق و در مجاورت شام ، مىباشد .
( 5 ) ممكن است مقصود از دو شهر مرزى ، حلب و حما باشد در شمال شام و در حدود مرزهاى روم شرقى كه در بسيارى از مواقع با مسلمانان در حال جنگ بود .
( 6 ) رسائل خوارزمى از صفحه 160 تا 172 ، چاپ بيروت مطبعهء دار الحياة .