تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه علامه شريف رضى ( فارسى ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
اسلامى تشكيل يافت ، در شام « 3 » ، آل حمدان در عراق و قسمت مهمى از ايران ، آل بويه ، در مصر و قسمتى ديگر از شمال آفريقا ، فاطمىها ، و در نواحى ديگرى نيز امراى شيعى مذهب ديگرى فرمان راندند ، از جمله در گيلان و مازندران سادات حسينى ، در شمال عراق حكام بنى عقيل و آل مزيد ( بر وزن منبر ) كه اغلب در فرمان آل بويه بوده‌اند . در هر حال ، آنچه در اين مقال مورد نظر است ، يك مرور اجمالى بر وضع شيعه در آن عصر مىباشد ، عصرى كه آثار گرانقدرى مانند نهج البلاغه و كافى و من لا يحضره الفقيه و تهذيب و استبصار در آن به وجود آمد . در آغاز سخن مناسب به نظر مىرسد كه نخست به وضع شيعه پيش از قرن چهارم مختصر اشاره‌اى بشود تا تحولى كه در قرن چهارم در وضع شيعه پديدار گشت ، بهتر معلوم گردد . در بارهء مصائبى كه از طرف حكام جور بر پيروان تشيع وارد مىآمد و خونهاى به ناحقى كه از اين بابت ريخته شد و كسانى از سادات علوى كه در راه اظهار عقايد خود ، شكنجه شدند يا به شهادت رسيدند ، در كتب تاريخ به تفصيل ذكر شده و مخصوصا در بارهء قيامها و مجاهدات سادات علوى در عموم آثار مربوط به تاريخ اسلام بالاخص در كتاب مقاتل الطالبيين ابو الفرج اصفهانى مشروحا بيان گرديده است ، در اينجا به تناسب مورد به ذكر خلاصه‌اى از نامه مفصل ابو بكر خوارزمى نويسنده معروف قرن چهارم كه به جمعى از شيعه شهر نيشابور كه مورد ستم محمد بن ابراهيم والى آن شهر ( ظ ، از طرف امراى سامانى ) نوشته است ، مبادرت مىشود ، خوارزمى در اين نامه به شمه‌اى از مصائبى كه از نخست بر اهل بيت پيغمبر ( ص ) و پيروانشان وارد آمده اشاره كرده و گفته است : . . . وقتى ما ، در فرائض و سنن پيروان امامان خود مىباشيم ، پس شايسته است كه در رنج و محنت هم ، از ايشان پيروى كنيم . آن گاه خوارزمى پس از ذكر مصيبتى كه به امير المؤمنين ( ع ) و فاطمه زهرا ( ع ) وارد آمد ، مىگويد : امام حسن ( ع ) مسموم شد ، برادرش حسين ( ع ) آشكارا به شهادت رسيد ، زيد بن على در كناسه ( محله‌اى در كوفه ) به دار آويخته شد ، موسى بن جعفر ( ع ) در زندان از جهان رفت و على بن موسى ( ع ) به دست مأمون مسموم گرديد . . . . براى شما همين مطلب كافى است كه در جهان اسلام ، شهرى نيست جز اين كه شهيدى از آل ابي طالب در آن مدفون است كه در قتلشان امويان و عبّاسيان شركت داشته‌اند .
هامش
( 3 ) شام در آن زمان ، شامل لبنان و اردن هم شده است فلسطين را هم جزو شام به حساب مىآورده‌اند .
يادنامه علامه شريف رضى ( فارسى ) — صفحة 303 | سيد ابراهيم سيد علوى